باغِ وحش شیشهای

نویسنده : تنسی ویلیامز
مترجم : حمید سمندریان
قیمت : 2000 تومان
شمارگان : 1100 نسخه
انتشارات : قطره
باغِ وحش شیشهای آغازِ شهرتِ تنسی ویلیامز بود. ویلیامز بعد از نوشتن این نمایشنامه گامهای بزرگی برداشت و اتوبوسی بهنام هوس او را وارد جرگهی درامنویسان مشهور جهان کرد. باغِ وحش شیشهای سهماهونیم در شیکاگو روی صحنه بود و تنسی سیوچهارساله را از قرض و بدبختی بیرون کشید. این نمایشنامه دربارهی زندگی خانوادهایست که پدر آن را رها کرده و رفته است. مابقی اعضای خانواده را پسری بیستواندی ساله، دختری نوجوان و مادری سنتی تشکیل میدهند. مادر و پسر دائما با هم کشمکش دارند. پسر دوست ندارد در انبار کار کند اما برای تأمین معاش خانواده راهی جز این ندارد. مادر هم اصرار دارد تا دخترش را به خانهی بخت بفرستند. دختری که نقص عضو دارد و یک پایش میلنگد.
تنسی ویلیامز دربارهی ایدهی این نمایشنامه گفته بود که زائل شدن عقل خواهرش سهم بهسزایی در نوشتن باغِ وحش شیشهای داشت. او در زندگینامهی خودنوشتاش از مادر و خواهرش مینویسد و تصویری که از این دو بهدست میدهد، تصویر انسانهایی در مرز جنون است. این تصاویر در باغِ وحش شیشهای جان میگیرند و در هیئت مادری روانپریش و خواهری منزوی ظاهر میشوند. مادر گویی در دنیایی خیالی زندگی میکند و هنوز خود و فرزندانش را با ارزشهای گذشته- ارزشهایی که در حال نابود شدن هستند- میسنجد. او هنوز امیدوار است خانواده از این ورطه بیرون بیاید و هیچ آگاهی نسبت به نسلی که رو به سرازیریست ندارد. ویلیامز همچون همتایش آلبی در حال تصویر آمریکایی بود که دارد آخرین پویندهای اتصال به گذشته را از دست و پایش میکند تا به دنیایی نو پرتاب شود: جهانی که آیندهی روشنی پیش رویش متصور نیست.
پایان نمایشنامه بسیار غمانگیز است و از خلال آن میتوان تنسی جوان را تصور کرد که چیزی نمانده تا در آن خانواده خودش هم دیوانه شود. به همین خاطر پا روی وجدان خود میگذارد و...

نيما ايرانی

