چشم بد دور

نوع کتاب : نمایشنامه
نویسنده : امیر امجد
انتشارات : نیلا
تعداد صفحه : 80
قیمت : 1300تومان
امیر امجد احتمالا نسبتی خانوادگی با حمید امجد نمایشنامهنویس دارد و حتما نسبتی هنری با او ، محمد چرمشیر و محمد رحمانیان دارد. کسانی که نسل تقریبا تازه و البته جا افتاده نمایشنامه نویسان ایران را تشکیل میدهند. نسلی که به نظر میرسد مخصوصا تحت تاثیر بهرام بیضایی هستند. « چشم بد دور» هم نمونه ای از نوشته های همین نسل است. طبق معمول شخصیت ها در یک ساختار پازل مانند خودشان را معرفی میکنند تا حتی نسبت آن ها در یک پایان غیر منتظره مشخص شود.طبق معمول هم زنها وهم مردها از طبقههای فرودست جامعهاند، مردها راننده تاکسی و زنها آرایشگر. طبق معمول شخصیتها لا اقل در اولین دیالوگها، حرف زدنشان کاملا خاص خودشان است و این خاص بودن معمولا از شغل، شخصیت یا تجربه ای که به داستان هم ربط دارد گرفته شدهاست. مثلا این یکی از اولین دیالوگهای برزو، یکی از شخصیت های مرد داستان است که راننده تاکسی است: « آخه عددی نیس جون شما اسقاط! دماغشو بگیری عینهون موتور تعمیری که پلاتینم چسبونده ریپ میزنه.» بهرام بیضایی در نمایشنامه « افرا» استاد این نوع دیالوگ نویسی است. به هر حال هیچ کدام از این مشابهت های نسل از جذابیت نمایشنامه کم نمیکند. نمایشنامهای در باره چند مرد و سه زن که در دو طرف صحنهاند و دست آخر معلوم میشود که یک به یک به هم مربوط اند. این نمایشنامه دو بار در سال های 80 و 84 به کارگردانی نویسنده در تالار مولوی اجرا شده است. انتشارات نیلا اخیرا ترجمه نمایشنامه متفاوت «دانوب» ماریا ایرنه فورنس و کتاب نظری « در باب مشاهده و ادراک» آلن دوباتن را با ترجمه امیر امجد به بازار کتاب فرستاده است.

