سوءتفاهم

-نویسنده : آلبر کامو
مترجم : خشایار دیهیمی
تعداد صفحه : 96 صفحه
قیمت : 2500 تومان
انتشارات : ماهی
نام و شهرت آلبر کامو نویسندهی مشهور الجزایری- فرانسویتبار یادآور ایدئولوژی پوچگرایی یا نیهیلیسم است. حالا اینکه چه شده ما با ذکر نام او بهیاد این مکتب فکری میافتیم دلائل خاص و البته روشن خود را دارد اما نکتهی ظریفش اینجاست که عدهای هنوز در ایران آنقدر که از آوردن نام کامو به یاد نیهیلیسم میافتند از آوردن نام ژان پل سارتر و سیمون دوبووار نمیافتند!
به نظرم تنها دلیل این اتفاق آن است که ادبیات نمایشی احاطهای کاملا مشخص و مسلط بر دیگر شاخههای ادبی دارد . مسلما مردم عامه اینقدر که بیگانه اثر معروف کامو را خواندهاند کتاب اگزیستالیسم و اصالت بشر ژان پل سارتر را نخواندهاند.
در این بین آلبر کامو با احاطه وتسلطی که بر نحوهی نوشتن و سبک نگارشش داشته باعث شده که ادبیات نیهیلیسم با پشتوانهی قدرتمندی به کار خود ادامه بدهد و هرکس بابت تحقیقات و حتی آشنایی با این مکتب فکری در همهی اعصار روی به آثار او بیاورد.
نمایشنامهی سوءتفاهم یکی از همین آثاریست که در بالا عرض شد. اثری کوچک و با شخصیتهای محدود که در سه پرده نوشته شده. دارای چهار شخصیت اصلی (مارتا و مادر و یان و ماریا) و یک شخصیت فرعی با عنوان پیرمرد خدمتکار.
چیزی که از همان ابتدا هم پیداست غالب صحنهها از گفتوگوهای رودررو و دو نفره تشکیل شده و در پردهی سوم این قاعده شکسته میشود. میتوان دوبهدو شخصیتها را نماینده و بخشی از دنیایی معرفی کرد که در آن زندگی میکنند مارتا و مادر یادآور نیمهی تاریک و سیاه انسان هستند که مدام در تکاپوی آنند که روی بهتر زندگی را ببینند وتا بتوانند پوچیای را که در آن دستوپا میزنند از بین ببرند و با همین دیدگاه سعی بر توجیه اعمال خود دارند و البته به جای پیشروی مدام در این باتلاق غرق میشوند و یان و ماریا یاداور روی خوش زندگی هستند که به دلیل جدا بودن از ریشهها به پوچی رسیدهاند و حالا در تلاشند که با پیوندزدن خود با این ریشهها این حس توخالی بودن را به روشنایی عالمگیر و همیشگی سواحل آفریقا! وصل کنند اما این آدمها با نوع خاص گفتوگوهای حاکم بر آنها باعث میشوند که تنها مهرههای این نمایش صرفا از نقطهای به نقطهی دیگر جابهجا شوند و هرگز کسی از قسمت و دستهی خویش منتقل نمیشود و میتوانم بگویم که رشد و تکامل شخصیتها در این نمایشنامه بیشتر عرضیست تا طولی و تنها مارتاست که کاملا طولی حرکت میکند و با اینکه از همه سنگدلتر مینماید اما در پایان تبدیل به انسانی خاکستری میشود که میواند همدلی تماشاچی را نیز بر برانگیزد.
در مورد شخصیت پیرمرد خدمتکار هم باید بگویم که دقیقا این شخص در کنار مارتا معنا پیدا میکند و البته میتوانیم او را به وجدان خفتهی مادر و دختر ( بیشتر دختر) نسبت بدهیم که چشم خود را بر روی گناهانی که مرتکب شدهاند بسته است و با اینکه این وجدان/ خدمتکار در اختیار آنان است اما بیجهت او را به سربه هوایی و حواسپرتی در کارها متهم میکنند، گویی میخواهند تقصیرات خودشان را به دلائل غیرارادی ربط دهند تا کمی آرامش بگیرند.
این نمایشنامه روی دیالوگهای محکمی بنا شده و زبان نوشتاری هنری و مبتکرانهای دارد طوریکه دلائل و توجیهات مادر و دختر و پسر را آنقدر محکمهپسند ارائه میهد که جای هیچگونه شکی در مورد قضاوت صحیح کاراکترها نمیگذارد و در پایان باید بگویم که خواندن این نمایشنامهی موجز با ترجمهی شستهرفته استاد خشایار دیهمی برای آشنایی با کامو و مکتب مورد دفاعش قطعا کمککننده و قابل اعتناست.

بهروز قهرمانی
خرید محصول

