«...انتخابهایم عشق یا ترسِ از تحملِ رنج بود و من... عشق را...برگزیدم...»، باورتان بشود یا نشود، وینسنت کاوانا (لید وُکالِ 37 سالهی آناتما) سرانجام این عباراتِ اعترافگونه را توی یکی از ترانههای تازهشان گنجانده و با همان لحنِ دریغانگیز و گامِ بالای صدایش میخواند، صدایی که حالا دیگر در آستانهی چهلسالگی پختهتر بهنظر میآید؛ خیلی مهم است این یکی اثر آناتما به چه سبکیست؟ گروهِ فعلا آلترنیتیو/ پروگرسیو راکِ پاگرفته و بالغشده همراه با ما (دههی 1990) تا الان سهچهار سبک عوض کرده و در همهی آنها موفق بوده، چه آنموقعی که قطعهی امید/ Hope را در دلِ آزمونوخطاهای گوتیکمتالش (با آهنگسازی دیوید گیلمور) آفرید، چه آهنگِ فاجعهای طبیعی که 7 سال پیش در آلبومِ سراسر پروگرسیو و آلترنیتیوی با همین عنوان خلق شد. بهنظر میرسد برادرانِ کاوانا در آستانهی چهلسالگیشان (این قضیهی سن را جدی بگیرید) همراه با دردها، هراسها و امیدهایشان بالغ شدهاند، رویاهای شکنندهشان را دیگر دوره کردهاند و حالا به اعتراف به سویهی تقدسوار عشق در آثارشان رسیدهاند؛ «زمان برد تا ذهنام پاک شود/ هوای تازه تنفس کنم و مقداری آرامش بیابم/ پیشتر قلبم زندانی بود...». میگویم اعتراف چون پیشتر، جسته و گریخته تردیدهایی شنیده بودیم، آنها در قطعهی امید که 14 سال پیش ساختهشده فریادِ «میدانم زندگی ابدیست» را سرداده بودند، حالا اما در قطعهی حضور/ Presence که بهشدت ملهم از آثارِ دیوید گیلمور است و رگههایی از گونهی امبیینتِ خاصِ بریان انو هم در آن شنیده میشود، صدایی با لحنی طنازانه اما قاطع میگوید؛ «زندگی متضاد مرگ نیست، مرگ متضاد تولد است، چون زندگی ابدیست...». آناتما در این سیرِ تعالیِ زودهنگامِ خود، همراه با استیون ویلسِن (چکیدهای از نبوغِ واترز، حس گیلمور و دانشِ آلن پارسونز در پینک فلوید برای این روزگارِ بیاسطوره) که کار میکسِ صدایشان را انجام داده، آدم را شدیدا بهیادِ زوجِ گیلمورِ 60 ساله و پِرِیزنر در آلبومِ On an Island میاندازد؛ اساتید داشتهها و نداشتههایشان (از حس تا تکنیک و دانشِ موسیقی) را انگاری برداشتهاند بردهاند وسط یک جزیره و دارند مرثیهخوانی میکنند، نکتهای که توی عنوانِ این آلبوم تازه و مرثیهوارِ آناتما نیز طنازانه خودنمایی میکند؛ اینجاییم چون اینجاییم. منبع: ماهنامهی رونا

نويد غضنفری

