کوهستان کهنسالان (قصههای کهن و مردمی ژاپن)

مترجم : طاهر غزال
تعداد صفحه : 60 صفحه
قیمت : 1200 تومان
نوبت چاپ : دوم زمستان 1386
انتشارات : چشمه (کتاب وَنوشِه)
خدا رحمت کند مهدی آذریزدی را که با نثر شیریناش قصههای مردمی پارسی را برای کودکان فارسی زبان مینوشت و تحت عنوان قصههای خوب برای بچههای خوب به آنها هدیه میکرد. از آن پس، هر مجموعهای از افسانهها و قصههای مردمی کشورهای دیگر رنگوبوی کارهای او را دارد. کوهستان کهنسالان هم ناخودآگاه خواننده را بهیاد همان مجموعهها میاندازد؛ با این تفاوت که اینجا با قصههایی کهن از سرزمین پر رمز و راز ژاپن روبهرو میشویم.حالا که تابستان شده و بچهدبستانیها اوقات فراغت بیشتری دارند، شاید خواندن قصههای این کتاب برای آنها سرگرمی مفیدی باشد. کتاب زبان سادهای دارد و دانشآموزان سالهای آخر دورهی ابتدایی میتوانند بهراحتی آن را بخوانند. مترجم هم سعی کرده هفت قصهی مورد نظرش را متنوع و آموزنده انتخاب کند، اما در این میان جنبهی سرگرمکنندهی آنها را از یاد نبرده است. گذشته از این، مترجم از ارائهی توضیحات مفصل در متن دربارهی موارد بسیار بومی قصهها خودداری کرده و موارد لازم را در انتهای هر داستان آورده است.
بعضی از قصهها برای ما بزرگترها آشناست، چون در دوران کودکی خودمان نمونههای مشابه آنها را در قالب انیمیشنهای تلویزیونی دیدهایم، از جمله ماجرای پسر و مادر سالخوردهاش و یا علت کینهای که سگ و گربه نسبت به یکدیگر دارند، که البته در این کتاب ماجرا کمی متفاوتتر از دیدههای ما روایت شده است. روابط انسانها در روستاها، روابط عروس و مادر شوهر و دنیای حیوانات زمینهسازهای اصلی برای شکلگیری این قصههای کلاسیک اما مینیمال هستند. یکی از بامزهترین قصهها هم ماجرای زیارترفتن مردی عجول است، که فضایی کاملا ابزورد دارد.
هفت قصهی ارائه شده در این کتاب – که یکی از آثار منتشر شده در بخش کتابهای کودکان و نوجوانان نشر چشمه موسوم به کتاب وَنوشِه است – گاهی اوقات بیشتر به دنیای افسانهها میمانند و برای همین هم هست که مترجم در همان ابتدا آب پاکی را روی دست خواننده میریزد. کتاب با این قطعه شروع میشود، که شاید توصیف مناسبی برای کل اثر باشد:
این قصهها قدیمیست.
از زبان پدرِ پدرِ پدرِ پدربزرگ!
از زبان مادرِ مادرِ مادرِ مادربزرگ!
میخواهی باورش کن
نمیخواهی، نکن!
حقیقت امر همین است؛ تنها افسانهها هستند که نشان میدهند ما انسانها چقدر مشترکات فرهنگی داریم و خودمان از آنها بیخبریم. پس بهتر است باورشان کنیم!

جواد رهبر
