
کم نیستند نویسندگانِ بزرگی که جایزهی نوبل ادبیات نگرفتهاند و در عینحال باز هم کم نیستند نویسندگانِ بزرگی که جایزهی نوبل ادبیات گرفتهاند! این جمله، جملهی تناقضآمیزی بهنظر میرسد اما واقعیت دارد. اگر از آغاز قرن بیستم که آکادمی جایزهی نوبل آغاز بهکار کرده تاکنون، نگاهی به فهرست اسامی برندگانِ جایزهی نوبل بیندازید بهراحتی به آن جملهی تناقضآمیز خواهید رسید. جیمز جویس، مارسل پروست، جوزف کنراد، فرانتس کافکا، خورخه لوئیس بورخس، هنری جیمز و... از نویسندگان بزرگی هستند که نوبل نگرفتند و از این جهان رخت بربستند. و در کنار اینها توماس مان، رُژه مارتن دوگار، ویلیام فاکنر، برتراند راسل، گابریل گارسیا مارکز، ارنست همینگوی و چندده نویسندهی دیگر در جُرگهی کسانی هستند که بهحق جایزهی نوبل را از آنِ خود کردهاند.
اسدالله امرایی در مقدمهی کتاب بیستبیست (که بیست داستان از بیست نویسندهی برندهی نوبل ادبیات است)، مقالهای گنجانده از مارکز در انتقاد به جایزهی نوبل ادبیات. مارکز در این مقاله از اسامی بزرگی نام میبرد که هرگز نوبل نبردهاند و در اوجِ افتخار و عظمت هستند و همچنین از کسانیکه نوبل بردهاند و امروز بهفراموشی سپرده شدهاند و شایستهی جایزهی نوبل نبودهاند. اما اسامی که امرایی برای کتابِ خود انتخاب کرده، همهگی از نامآورانِ ادبیاتِ امروز هستند. شاید دوریس لسینگ، لوکلزیه یا هرتا مولر که در کتاب بیستبیست، داستانی از آنها آمده، بعدها از یاد بروند اما بعید است همینگوی، گونتر گراس و خود مارکز به فراموشخانهی تاریخ بروند و از این جهت انتخاب اسدالله امرایی قابل تأمل است. امرایی سعی کرده فهرستی از اسامی نوبل انتخاب کند که هم در اوج شهرت باشند و هم در سطح پایینتری از شهرت. مثلا همهی مخاطبان ادبیات داستانی مارکز را میشناسند اما درصد پایینتری از آنها با پرلاگوئیست آشنایی دارند و ترجمهی داستانی از او و آشنایی مخاطب با این نویسنده، بسیار ضروری بهنظر میرسد. از جملهی این نامها میتوان به نادین گوردیمر یا گائو سین جیانگ نیز اشاره کرد که به اندازهی کسانی مثل همینگوی سرشناس و مورد وثوق مخاطبان نیستند. امرایی با ترکیبی از نامهای شهیر و کمتر مشهور سعی کرده مخاطبان را با بعضی از نویسندگان برندهی جایزهی نوبل آشنا کند و همین مؤلفه، بیستبیست را خواندنیتر و جذابتر کرده است.

محبوبه ياوری





