باید بروم

نویسنده : محمدهاشم اکبریانی
تعداد صفحه : 124 صفحه
قیمت : 2800 تومان
شمارگان : 1500 نسخه
انتشارات : چشمه
اینروزها در قحطی داستان خوب و دندانگیر، حتا اگر نسیمی بوزد باید آنرا غنمیت شمرد. این تفكر شامل داستان بلند باید بروم بهقلم محمدهاشم اكبریانی هم میشود كه باید آنرا غنمیت شمرد. داستانی كه باید آنرا از چند منظر بررسی كرد و البته در این فضای اندك، چنین امری میسر نیست. شاعر دیروز كه امروز در كسوت نویسنده ظاهر شده اولین گام را در عرصهی داستاننویسی با مجموعهداستان كاش به كوچه نمیرسیدم برداشت؛ مجموعهای كه باوجود تمام كاستیهای یككار اول، برای نویسندهاش كاری قابل دفاع شد و برای خواننده، خوشخوان. اكبریانی گام دوم را با نوشتن یك داستان بلند برداشت. باید بروم شرح حال سادهایست از رویدادی كه انگار پایانی ندارد و نویسنده هم دلش میخواهد مثل گزارشنویسان ممتاز روزنامهها، قضاوت را برعهدهی خواننده بگذارد. بهنظر میرسد، نویسنده در این داستان ترجیح داده با پرهیز از بهكارگرفتن قوالب سنتی در طرح و روایت داستان، كه میتوانست بیشتر او را درگیر فرم كند تا محتوا، قصهگوی خوبی باشد تا تئوریسینی متوسط. هرچند كه بعضی منتقدان فضای داستانی این اثر را تا حدودی سوررئال توصیف كردهاند اما بهنظر نمیرسد چنین حكمی بر كلیت آن صدق كند و در بعضی بخشها این مساله غیرقابل كتمان است.
آخرین نكته را میخواهم اختصاص دهم به بیان نكتهای تئوریك دربارهی این اثر. دیوید لاج در اثر مهمش با نام هنر داستاننویسی كه با ترجمه روان رضا رضایی، توسط نشر نی، در اختیار مخاطب ایرانی قرار گرفته به لایههای گوناگون داستان و روایت اشاره میكند. او در بخشی از این كتاب كه بهتعریف مفهوم تركیب رمانِ تجربی پرداخته مینویسد: «اثر داستانی وسیلهی قابل اعتمادی برای بررسی صدق و كذب فلان یا بهمان فرضیه در باب جامعهشناسی نیست و «تجربه» در ادبیات نیز (مانند هنرهای دیگر) بهتر است نوعی رویكرد رادیكال داشته باشد به امر همیشگی آشناییزدایی.» داستان بلند باید بروم بهخوبی این دیدگاه را اثبات میكند و البته این از هوشمندی مولف است كه امیدوارم مقطعی نباشد و در آثار بعدی ظرافتهای بیشتری را رخ بنمایاند.

علیرضا كيوانینژاد
خرید محصول




