دوتا مسالهی مهم در ادبیات ایران وجود دارد. اول اینکه چرا ما نوبل نمیبریم. دوم اینکه اگر بخواهند نوبل را به ایران بدهند به کی میدهند؟
ما امروز به این دوتا مساله جواب دندانشکن و دهانپُرکُن میدهیم.
مسالهی اول: چرا ما ایرانیها نوبل نمیبریم؟
تا حالا فکر کردید که نوبل را به چهکسی میدهند؟
آفرین. نوبل را به یک نویسنده که داستان مینویسد میدهند. در نتیجه برای اینکه ما نوبل ببریم به نویسندگانی نیاز داریم که داستان بنویسند. اما؛
انجمن نوبلبگیران مرحوم
ممکن است ما نویسندگان بزرگی داشته باشیم که فوت کرده باشند. طبیعیست به آنها نوبل نمیدهند. بهجای نوبل خانوادهی نوبلبگیر مرحوم و بازماندگانش سر ارث و میراث در مطبوعات به هم فحش ناموسی میدهند تا تسلطشان را به «ادبیات کوچه» ثابت کنند.
مسؤولان امر و عناصر خودجوش و زودجوش هم برای قدردانی از بزرگان مرحوم به صورت تخصصی سنگ قبرها را میشکنند تا باد برود توی قبرشان، که همیشه یاد و خاطرهی آن مرحومان هوایی بخورد.
انجمن نوبلبگیران گوجه
یک اتفاقی که در ایران میافتد و در جهان نمیافتد و آن این است که تخصص ویژهی ما در گوجهکردن نویسندگان است. به چند روش آن اشاره میکنیم؛
- اینقدر مجوز نمیدهیم تا نویسنده تبدیل به گوجه و کتابش در ارشاد تبدیل به رب شود.
- نویسندگان را با جسم سخت خوب میکوبانیم تا تبدیل به گوجهی کوبیده شوند.
- نویسندگان را سوار اتوبوس میکنیم و بعد ربشان را از ته دره جمع میکنیم.
- در راستای غنیسازی، نویسندگان را تحت فشار قرار میدهیم تا تبدیل به رب فشرده و غنیسازیشده بشوند.
- در راستای ساخت تکنولوژیهای روز دنیا از جمله دستگاه پوست گوجهکن، ابتدا نویسنده را تبدیل به گوجه میکنیم و سپس پوست گوجه را میکنیم.
- میشود از نویسندگانی که له و لورده هستند، حمایت رسمی کرد. این گوجههای رسمی بعد از مدتی تبدیل به سس گوجه میشوند و در مهمانیهای شام رسمی استفاده خواهند شد.
اینها چند روش گوجهکردن نویسندگان بود که در برنامههای بلندمدت و خیلی با دقت انجام میشود. فراموش نکنیم که نوبل ادبی داریم نه نوبل گوجهای.
با این اوضاع، اگر قرار باشد به کسی نوبل بدهند نوبل ادبی نیست، بلکه نوبل فیزیک است به وزارت ارشاد برای تبدیل کردن نویسنده به گوجه بدون دخالت دست.
انجمن نوبلبگیران مرخص
1- خیلی از نویسندگان ما هستند که نویسندگان خوبی هستند و عکسهایشان (بهخصوص جوانیشان) همه ماشالله یکی از یکی خوشتیپتر و مکُش مرگِ ماتر است. اصلا یه وضعی... اما باید توجه کنیم که آکادمی نوبل به خوشتیپها جایزه نمیدهد، این نویسندگان باید رزومهشان را همراه چند قطعه عکس رنگی از چند جهت مختلف برای شبکهی فشنتیوی بفرستند.
2- همچنین خیلی از نویسندگان ما هستند که استعدادشان خوب است منتها نه در نویسندگی بلکه در خاطرهنویسی و یادبود نویسی.
میدانیم که آکادمی نوبل به کسانی که به صورت حرفهای منتظر هستند تا کسی بمیرد که شروع بهنوشتن خاطره کنند، جایزهی خاصی نمیدهد. این نویسندگان خاطرهنویس و یادبودنویس بهتر است بهجای توقع نوبل ادبی، خودشان را به دفتر متوفیان بهشت زهرا معرفی کنند تا از آنها برای نوشتن نوحه و مرثیه به صورت قشنگ استفاده شود.
3- همچنین نویسندگان خوبی داریم که در جوانی خوب مینوشتند، منتها الان میگویند نویسندگان جوان خوب نمینویسند. به اینها هم نوبل نمیدهند. چون بندگان خدا دیگر از پس خیلی کارها برنمیآیند، فقط باید برایشان سالی یکبار جشن تولد گرفت، که فقط فوت کنند. (میدانیم که فوتکردن زیاد در سن بالا خطر زیادی دارد.)
مسالهی دوم: به چهکسی نوبل بدهند؟
از اینطرف، بشر ایرانی در قرن بیستویکم یک دغدغهی اصلی دارد. چرا به ایران نوبل ادبی نمیدهند؟
از اونطرف، یک ایرانی نصف عمرش را دعا میکند که یک نوبل ادبی به ایران داده شود. اما نصفهی دیگر عمرش را مشغول دعا است که جز خودش نوبل به کسی دیگر داده نشود مخصوصا به... (ما نمیدانیم!)
بهنظر ما هم منطقی که نگاه کنید الان کسی را نداریم که مستحق گرفتن جایزهی نوبل ادبی باشد. چی؟ من؟ من هم که میدانید از این قرتیبازیها خوشم نمیآید!

- راهکارهایی برای حل مشکل مجوز کتاب
- مافیای ادبی یا خزینهی ادبی؟
- چرا «اوو» مونث نیست و خیلی هم مذکر است؟
- بیادبی و جایزهی ادبی
- ویکیلیکس کردن جریان ادبی ایران
- آزمون تخصصی جوایز ادبی
- ادبيات تطبيقی!
- هاراگیری ادبی!
- مانیفست مافیای ادبی
- شاملو جان! داشتیم؟
- ذوبشدگان در شاملو! یا ماکیاولیسم ادبی
- آموزش سلبریتی ادبی شدن (مرحلهی اول)
- شعری برای چیزها
- جایزهی ادبی «برّهی طلایی»
- تحرکات نذر کتاب
- سایمون عادلُ ببوس
- بخشیدن عطا به لَقا و قورت دادن قورباغه
- مسخِ قورباغهای
- دردِ فرهنگی و انتشار «زوال کلنل»
- حمایت از جنبش وال استریت
- این همه کتاب...
- نشر اراجیف ما شد نشر اکاذیب
- جنبش بالاییها
- زوال حسنی يا کلنل بلا؟
- خوش بهحال اصغر فرهادی
- {مفید} بودن یا نبودن... مسئله این است
- هر نویسندهی ایرانی، یک جایزهی ادبی
- از چشمه همیشه آب خیزد- از «چشمه»ی ما چی بخیزد....

پوريا عالمی

