طنز هفتگی پیوندها نقد خوانندگان کافه‌وا؟ هنری روان‌شناسی کودک عمومی داستان شعر صفحه اصلی
جمعه 29 اردیبهشت 1391


بی‌ادبی و جایزه‌ی ادبی
پوريا عالمی
سیلرجایزه‌ی ادبی چیست؟
جایزه‌ی ادبی، جایزه‌ای‌ست که چندماه قبل و چندماه بعد از برگزاری آن، کلی بی‌ادبی می‌شود.

کی به کی بی‌ادبی می‌کند؟
کسی‌ که برده به کسی‌ که نبرده، کسی‌ که نبرده به کسی ‌که داده، کسی که داده به کسی که نبرده، کسی که اعلام انصراف کرده به کسی که داده یا به کسی که گرفته، کسی که گرفته به کسی که اعلام انصراف داده... و خلاصه هر کسی که به کسی جایزه داده یا نداده، یا هر کسی که جایزه را گرفته یا نگرفته، بی‌ادبی می‌کند.

شعر بی‌ادبی
وقتی جایزه‌ی گردون را می‌دادند من اعتراضی نکردم
وقتی جایزه‌ی هدایت را می‌دادند من اعتراضی نکردم
وقتی جایزه‌ی روزی‌‌روزگاری را می‌دادند من اعتراضی نکردم
وقتی جایزه‌ی منتقدان مطبوعات را می‌دادند من اعتراضی نکردم
وقتی جایزه‌ی گلشیری را می‌دادند من اعتراضی نکردم
وقتی جایزه‌ی جلال را... فکر کن! حتا جایزه‌ی جلال را می‌دادند من اعتراضی نکردم
حالا که به من ندادند، دیگر همه به هم جایزه داده بودند و در نتیجه با هم فامیل شده بودند
و جایی برای اعتراض نمانده بود

(راستی، تحت تاثیر این حکایت، برتولت برشت یه شعر نوشته.)

خبر ادبی حوادث
در حاشیه‌ی برگزاری جایزه‌ی ادبی فلان، سه کشته و شونزده زخمی برجا ماند.
به گزارش خبرگزاری بیسار، بعد از اعلام نتایج برگزیدگان این دوره، استاد الف، یکی از نویسندگان پیش‌کسوت، با عصا به سمت برنده‌ی نفر اول هجوم برد که این حرکت منجر به پاره‌شدن کیسه‌ی سُند این نویسنده‌ی سال‌مند شد.
به گفته‌ی شاهدان عینی، پاره‌شدن کیسه‌ی سُند نویسنده‌ی پیش‌کسوت و صدای حاصل از ترکیدن آن، باعث سکته‌ی استاد ب، از مفاخر فرهنگ و ادب، شد. همچنین ترشحات حاصل از این ترکیدگی به سر و روی حاضران در محل اصابت کرد که این اصابت‌ها منجر به حال به‌هم‌زنی و استفراغ دو زن و یک مرد شد.
بعد از این حادثه برگزیدگان، داوران و مدعوین به پرتاب کردن اشیای سخت به سمت هم رو آوردند، که بر اثر این حادثه سه نفر کشته و شونزده نفر لت و پار شدند.
آگاهان معتقد هستند ریشه‌ی این درگیری به مصاحبه‌ی چندی پیش «استاد الف» برمی‌گردد، که در آن به صراحت برای عمه‌ی محترم «استاد ب» پیام فرستاده بود.

حکایت بی‌ادبی

نویسنده‌ی جوان را پرسیدند: «ای کتاب اولی! ادب از که آموختی؟»
گفت: «از جوایز ادبی.»
گفتند: «یعنی چی خو؟»
گفت: «یعنی هر خبر و مقاله و گفت‌وگویی که در قبل و بعد از برگزاری جوایز ادبی منتشر می‌شد، را با دقت می‌خواندم و خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بودم. برای همین یک روز با حرکت هیراکن‌اوچوی زدم یکی از داورها را نقش زمین کردم. و فردای همان روز با یک حرکت هاسامی‌هایتواوچی زدم و کاندیداهای این دوره از جوایز را تبدیل به گوجه کردم.»


پوپولیسم ادبی و انتلکتوئل بی‌ادب؟
اول همه فکر می‌کردند انتلکتوئل‌ها باادب هستند و پوپولیسم‌ها بی‌ادب.
بعدا پوپولیسم‌ها گفتند: «غلط کردید! ما باادب هستم و شما بی‌ادب.»


تغییر اساسنامه‌ی جوایز ادبی
بعد از یک‌سری قتل‌های ناموسی و ترورهای ایدئولوژیک و ضرب و شتم‌های تصفیه‌حسابی، جوایز ادبی قرار شد در اساس‌نامه‌ی خود بند زیر را اضافه کنند:
- ‌داوران، کاندیداها، برگزیدگان بیمه‌ی بدنه و بیمه‌ی شخص ثالث خواهند شد.
- ‌‌هم‌چنین برگزارکنندگان جایزه‌ی ادبی، هیچ مسؤولیتی نسبت به خواهر، مادر و عمه‌ی داوران، کاندیداها و برندگان و برگزیدگان جایزه، ندارد.
- ‌در ضمن برگزارکنندگان جایزه، هزینه‌ی فرستادن پیام برای خواهر، مادر و عمه‌ی داوران، کاندیداها و برندگان جایزه، را به عهده نمی‌گیرد.

مخاطب ادبی
این نوشته مخاطب خاص ندارد. مگر این‌که شما خیلی احساس خاص بودن کنید.

مطالب بیشتر
نظرها
nasrin    20:09 1389-09-02
از اینگونه طنزها لذت میبرم . موفق باشید
ناشناس    15:50 1389-09-05
بدون آسانسور و چلچراغ چه کنم؟
کتایون    04:07 1389-09-07
نمی دونم اما شاید این نیز بگذرد
بهروز    13:28 1389-09-09
ما دیگه عادت کردیم به از دست دادن چلچراغ ها

- طنز خوبی بود
آزاده    16:41 1389-09-10
خندیدم حسابی. جای آسانسور خالی!
باران    15:35 1389-09-13
خیلی خیلی خیلی عالی بود . بعد از مدت ها یک زنگ تفریح مفرح ولذت بخش برای روان واعصابم بود . متشکرم
Asal_dn    13:18 1389-09-18
بسیار شیرین و لذت بخش بود... واقعا جای چلچراغ خالیه
ناشناس    15:29 1389-10-24
آقای عالمی میدونید چرا اینقدر طنزهای شما طرفدار دارن؟
چون حقیقت طنز رو عمیق درک کردید.....مثل همیشه عالی.... مرسی
جمشید    21:16 1389-11-05
در مورد داور باید توضیح بیشتری بدهید. داور بر دو قسم است. داور آشکار که همه با نامش آشنا یند- داور نهان که کسی نامش را نمیداند. البته دلش غنج میزند برای معرف و مشهور شدن اما چون حتا یک نقد هم در جایی ننوشته بنابراین یواشکی و در گوش بعضی دوستان میگوید که داور است. داور آشکار هم باز بر چند قسم است که سر فرصت میگویم.
نظرهای شما
متن نظر
در صورت تمايل نام و ايميل خود را وارد کنيد.
نام:
ایمیل:
عبارت نمايش داده‌شده را براي تامين امنيت وارد کنيد.
  

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 
ورود کاربران
 
 
سبد خرید [به‌روزرسانی]
آخرین اخبار
 
 
پربازدیدترین مطالب
 
 
 
 
 
 
 
 
درباره‌ی ما | قوانین و سیاست‌ها | هم‌کاران | ارتباط با ما | راهنمای عضویت و خرید

   استفاده از مطالب وب‌سایت فقط با ذکر منبع مجاز است.
   
[ آمار بازدید روز گذشته: 49982 ]