جایزهی ادبی چیست؟جایزهی ادبی، جایزهایست که چندماه قبل و چندماه بعد از برگزاری آن، کلی بیادبی میشود.
کی به کی بیادبی میکند؟
کسی که برده به کسی که نبرده، کسی که نبرده به کسی که داده، کسی که داده به کسی که نبرده، کسی که اعلام انصراف کرده به کسی که داده یا به کسی که گرفته، کسی که گرفته به کسی که اعلام انصراف داده... و خلاصه هر کسی که به کسی جایزه داده یا نداده، یا هر کسی که جایزه را گرفته یا نگرفته، بیادبی میکند.
شعر بیادبی
وقتی جایزهی گردون را میدادند من اعتراضی نکردم
وقتی جایزهی هدایت را میدادند من اعتراضی نکردم
وقتی جایزهی روزیروزگاری را میدادند من اعتراضی نکردم
وقتی جایزهی منتقدان مطبوعات را میدادند من اعتراضی نکردم
وقتی جایزهی گلشیری را میدادند من اعتراضی نکردم
وقتی جایزهی جلال را... فکر کن! حتا جایزهی جلال را میدادند من اعتراضی نکردم
حالا که به من ندادند، دیگر همه به هم جایزه داده بودند و در نتیجه با هم فامیل شده بودند
و جایی برای اعتراض نمانده بود
(راستی، تحت تاثیر این حکایت، برتولت برشت یه شعر نوشته.)
خبر ادبی حوادث
در حاشیهی برگزاری جایزهی ادبی فلان، سه کشته و شونزده زخمی برجا ماند.
به گزارش خبرگزاری بیسار، بعد از اعلام نتایج برگزیدگان این دوره، استاد الف، یکی از نویسندگان پیشکسوت، با عصا به سمت برندهی نفر اول هجوم برد که این حرکت منجر به پارهشدن کیسهی سُند این نویسندهی سالمند شد.
به گفتهی شاهدان عینی، پارهشدن کیسهی سُند نویسندهی پیشکسوت و صدای حاصل از ترکیدن آن، باعث سکتهی استاد ب، از مفاخر فرهنگ و ادب، شد. همچنین ترشحات حاصل از این ترکیدگی به سر و روی حاضران در محل اصابت کرد که این اصابتها منجر به حال بههمزنی و استفراغ دو زن و یک مرد شد.
بعد از این حادثه برگزیدگان، داوران و مدعوین به پرتاب کردن اشیای سخت به سمت هم رو آوردند، که بر اثر این حادثه سه نفر کشته و شونزده نفر لت و پار شدند.
آگاهان معتقد هستند ریشهی این درگیری به مصاحبهی چندی پیش «استاد الف» برمیگردد، که در آن به صراحت برای عمهی محترم «استاد ب» پیام فرستاده بود.
حکایت بیادبی
نویسندهی جوان را پرسیدند: «ای کتاب اولی! ادب از که آموختی؟»
گفت: «از جوایز ادبی.»
گفتند: «یعنی چی خو؟»
گفت: «یعنی هر خبر و مقاله و گفتوگویی که در قبل و بعد از برگزاری جوایز ادبی منتشر میشد، را با دقت میخواندم و خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بودم. برای همین یک روز با حرکت هیراکناوچوی زدم یکی از داورها را نقش زمین کردم. و فردای همان روز با یک حرکت هاسامیهایتواوچی زدم و کاندیداهای این دوره از جوایز را تبدیل به گوجه کردم.»
پوپولیسم ادبی و انتلکتوئل بیادب؟
اول همه فکر میکردند انتلکتوئلها باادب هستند و پوپولیسمها بیادب.
بعدا پوپولیسمها گفتند: «غلط کردید! ما باادب هستم و شما بیادب.»
تغییر اساسنامهی جوایز ادبی
بعد از یکسری قتلهای ناموسی و ترورهای ایدئولوژیک و ضرب و شتمهای تصفیهحسابی، جوایز ادبی قرار شد در اساسنامهی خود بند زیر را اضافه کنند:
- داوران، کاندیداها، برگزیدگان بیمهی بدنه و بیمهی شخص ثالث خواهند شد.
- همچنین برگزارکنندگان جایزهی ادبی، هیچ مسؤولیتی نسبت به خواهر، مادر و عمهی داوران، کاندیداها و برندگان و برگزیدگان جایزه، ندارد.
- در ضمن برگزارکنندگان جایزه، هزینهی فرستادن پیام برای خواهر، مادر و عمهی داوران، کاندیداها و برندگان جایزه، را به عهده نمیگیرد.
مخاطب ادبی
این نوشته مخاطب خاص ندارد. مگر اینکه شما خیلی احساس خاص بودن کنید.

- راهکارهایی برای حل مشکل مجوز کتاب
- ایرانیها، نوبل ادبی و گوجه
- مافیای ادبی یا خزینهی ادبی؟
- چرا «اوو» مونث نیست و خیلی هم مذکر است؟
- ویکیلیکس کردن جریان ادبی ایران
- آزمون تخصصی جوایز ادبی
- ادبيات تطبيقی!
- هاراگیری ادبی!
- مانیفست مافیای ادبی
- شاملو جان! داشتیم؟
- ذوبشدگان در شاملو! یا ماکیاولیسم ادبی
- آموزش سلبریتی ادبی شدن (مرحلهی اول)
- شعری برای چیزها
- جایزهی ادبی «برّهی طلایی»
- تحرکات نذر کتاب
- سایمون عادلُ ببوس
- بخشیدن عطا به لَقا و قورت دادن قورباغه
- مسخِ قورباغهای
- دردِ فرهنگی و انتشار «زوال کلنل»
- حمایت از جنبش وال استریت
- این همه کتاب...
- نشر اراجیف ما شد نشر اکاذیب
- جنبش بالاییها
- زوال حسنی يا کلنل بلا؟
- خوش بهحال اصغر فرهادی
- {مفید} بودن یا نبودن... مسئله این است
- هر نویسندهی ایرانی، یک جایزهی ادبی
- از چشمه همیشه آب خیزد- از «چشمه»ی ما چی بخیزد....
- روزی روزگاری آزادی
- لحنِ تهوّع
- هر روز بیرقیب تر از دیروز
- ترجمهی ترانه
- نمايش گاه کتاب
- شنونده باید عاقل باشه...

پوريا عالمی

