طنز هفتگی پیوندها نقد خوانندگان کافه‌وا؟ هنری روان‌شناسی کودک عمومی داستان شعر صفحه اصلی
جمعه 29 اردیبهشت 1391


ذوب‌شدگان در شاملو! یا ماکیاولیسم ادبی
ahlg,خودی و غیرخودی ادبی
چند وقت پیش طنزی با عنوان شاملو جان! داشتیم؟ درباره‌ی آقامون احمد شاملو نوشتم و در آن به یکی از شعرهای شاملو پرداختم. منتها گویا فداییان شاملو چنین طنزی را برنتابیدند، در نتیجه در دفاع از حیثیت نظام شعری شاملو و آرمان‌های بنیانگذار شعر سپید حضرت احمد شاملو (الف بامداد)، اجتماعات خودجوشی در اقصا نقاط اینترنت به وقوع پیوست. به گزارش خبرگزاری اینا، تظاهرکنندگان با حمل پلاکاردهایی که نوشته‌ها و شعارهای آن به عمه‌ی بنده اشاره‌ی کاملا مستقیم داشت، حمایت خود را از شاملو اعلام کردند. همچنین تظاهرکنندگان با آتش‌ زدن عکس من نفرت خود را از اینجانب و طنزم نشان دادند. به گفته‌ی شاهدان عینی این شعارها به صورت خودجوش در این اجتماعات گفته شد:
- تا آخرین قطره‌ی خون، شاملو بخوون، شاملو بخوون.
- نه (سهیل) محمودی، نه (علی معلم) دامغانی، تا آخرش شاملو می‌مانی.
- شعر منی شاملو، شکرشکنی شاملو.
- فنِ شاملو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد.
- ما اهل طنز نیستیم، شعر تنها بماند.
- این طنزنویس جانی، نابود باید گردد.
- و...

فتنه‌ی ادبی در راه است

در همین رابطه، یکی از رهبران طرفداران شاملو، به خبرنگار خبرگزاری اینا گفت: «پوریا عالمی که طنزنویس مردمی‌ای بود با دست‌مایه قرار دادن یکی از شعرهای استاد شاملو برای طنزش، یک‌شبه اشهد خودش را خواند و خون خودش را حلال اعلام کرد و به اردوگاه دشمن و مخالفان ادبیات نوین فارسی پیوست.»
وی در پاسخ به این سوال که عالمی پیش از این خودش کلی از احمد شاملو تعریف کرده بود و همه جا شاملو را «آقامون شاملو» خطاب می‌کرد، چطور شد که چنین رفتاری از خود نشان داد، گفت: «پروژه‌ی گذر از شاملو سال‌هاست که کلید خورده و نمه نمه در حال انجام بوده. و حالا هم عالمی با گذر از شاملو از حلقه‌ی خودی‌ها خارج شده و از دایره‌ی ادبیات کنار گذاشته می‌شود و من همین جا اعلام می‌کنم اگر دست کسی از ذوب در شاملوها بهش برسد این تکلیف بر گردن اوست که خرخره‌ی عالمی را بجود.»
این لیدر و مسوول صفحه‌ی طرفداران شاملو در فیس‌بوک تاکید کرد: «ملاک وضعیت کنونی افراد است که درباره‌ی شاملو چه نظری دارند. وگرنه قبلا هر چی گفته باشند اصلا مهم نیست حتا اگر به جان عمه‌شان هم قسم بخورند.»
وی اضافه کرد: «عالمی با هدف قرار دادن شعر شاملو بنیان نظام شاملو و اهداف شعر شاملو را سست کرده و این برای ذوب در شاملوها قابل چشم‌پوشی نیست.»
این مسوول برگزاری ستادهای خودجوش حمایت از شاملو گفت: «با حرکتی که عالمی آن را آغاز کرد، به نظر ما فتنه‌ی ادبی در راه است.»

فتنه ادبی و شاملوستیزی از کجا آغاز شد؟

سند محرمانه‌ی زیر که یادداشت هدفمندی است که در اتاق فکرهای گروهک‌های ضاله‌ی ضدشاملو تهیه و تنظیم شده، در سازمان اسناد ضدجاسوسی شاملوستیزی با عنوان «اولین حرکت نرم علیه شاملو و برانداختن او» به شماره‌ی الف بامداد 1389/ تهران، ثبت شده است؛

برف نو! برف نو! سلام! سلام! (در این مصرع شاعر با ظرافت خاصی به برف سلام داده.)
بنشین! خوش نشسته‌ای بر بام! (لطفا آرایه‌های این بیت را با کشیدن شکل پیدا کنید.)

پاکی آوردی ــ ای امیدِ سپید! ــ
همه آلودگی‌ست این ایام. (اسپانسر این بیت شاملو، شهرداری تهران بوده احتمالا.)

راهِ شومی‌ست می‌زند مطرب
تلخ‌واری‌ست می‌چکد در جام (البته شاملو خودش بعدا ترکیب «قدمای معاصر» را ساخت.)
اشک‌واری‌ست می‌کُشد لبخند
ننگ‌واری‌ست می‌تراشد نام (این بیت را شاملو صرفا برای چزاندن بچه‌ها نوشته است.)

شنبه چون جمعه، پار چون پیرار،
نقشِ همرنگ می‌زند رسام. (شاعر در این شعر نقش همرنگ زده است. لطفا رنگش را مشخص کنید.)


مرغِ شادی به دامگاه آمد
به زمانی که برگسیخته دام!
ره به هموارْجای دشت افتاد
ای دریغا که بر نیاید گام! (شاعر در این دو بیت شعر گفته است.)

تشنه آنجا به خاکِ مرگ نشست
کآتش از آب می‌کند پیغام!
کامِ ما حاصلِ آن زمان آمد
که طمع بر گرفته‌ایم از کام... (شاعر در این دو بیت سعی کرده کاری را که در دو بیت پیش‌تر شروع کرده بود رو به سرانجام برساند.)

خام سوزیم، الغرض، بدرود!
تو فرود آی، برفِ تازه، سلام! (به به! چه شعری چه چیزی.)

برای خواندن متن کامل این سند محرمانه موس‌تان را بمالید روی «اولین حرکت نرم علیه شاملو و برانداختن او».


* عکس از شاهدان عينی

مطالب بیشتر
نظرها
دوست    17:01 1389-11-09
عالمي ننگت باد، شاملو جان روحت شاد!
همون ناشناسه!    17:16 1389-11-09
خیلی خوبه پوریا عالمی!
هنوز متن رو تموم نکردم خوندنش رو اما تا اینجاش که عالیه...!
در ادامه ی تطبیقی هات هم هست ها، این بار فرمالیستی...
محشر!

پیپ خسته    19:48 1389-11-09
خدا بود.ای فتنه گر،ای فتانه
ناشناس    08:51 1389-11-10
یعنی بگم عالی بود، بگم توپ بود، بگم چی بود آخه؟!!!
ناشناس    09:26 1389-11-10
موافقت و مخالفت با شاملو يكي از روش هاي جوانان جوياي نام براي مطرح كردن خودشونه.اون عاشقاي سينه چاك و اين يكي ها هردو يك مسيرو ميرن.وگرنه ازين همه موضوع براي طنز يك كاره چند تا جمله ي آبكي بستن به شعر شاملو چه هدفي مي تونه داشته باشه؟
Mr.nobody    10:44 1389-11-10
مرسی از پوریا
امیدوارم دوستانی که دم از دموکراسی و روشنفکری،ادبیات و شعر میزنند کمی هم تحمل نقد رو داشته باشند.
سم سم    15:01 1389-11-10
الا ای ناشناس که جمله ات با "موافقت یا مخالفت" شروع می شود... چه بگویم تو را که اینجا صحبت بر سر موافقت یا مخالفت نیست ای نازنین.

فقط حرف اینه که بابا جان میشه کارهای آدم های جدی -وحتی خیلی جدی - هم زمینه ی طنز پردازی جدی بشن. همین.
به نطر من پیدا کردن این ظرفیت ها و استفاده ی درست از اون ها هنر طنزپردازه. یاد حرف خود پوریا عالمی افتادم، گمونم همینه که میگه طنز ظرفیت و ظرافت می خواهد.
Jefry    18:05 1389-11-10
عاشقتم يه دوونه اي ...
viva    00:57 1389-11-11
منم اونجا بودم
این شعار و هم میدادن ....
طنز... طنز نویس...شاملو ستیز... دیگر اثر ندارد.
بامداد... بامداد.... حمایتت میکنیم.
عالمی خائنه.. طنزهاش همه باطله.
فاطمه حسینی    14:12 1389-11-11
عاااالی بود...مثل همیشه
ناشناس    14:42 1389-11-12
به سم سم:
اول از همه ازون خطاب "اي نازنين" كه نشون ميده به همه ي انواع بشر حتي اين بنده ي حقير عشق مي ورزين كمال تشكر رو دارم.
دوم اينكه قبول دارم كه ميشه.ولي منظور از طنز جدي چيه؟.من طنز شناس حرفه اي نيستم و از بين كارهايي كه از آقاي عالمي خوندم خيلي هاشون رو دو دوست داشتم. ولي به عنوان يك خواننده ي معمولي در مورد اين يكي اصلا حس طنازي به من دست نمي ده.اين جمله هاي داخل پرانتز در مورد بيت هاي شعر به نظر شما طنز جديه؟مثلا همين :"اسپانسر این بیت شاملو، شهرداری تهران بوده احتمالا."
غزال    20:06 1389-11-12
ما که همیشه میانه رو بودیم و سربلندیم
فالانژ شاملو    17:07 1389-11-18
من یک فالانژ شاملو هستم. ولی اصلا باور ندارم که حتا فالانژ هانسبت به یک متن طنز چنین منقلب بشوند.
طنز را می شود برای همه کس به کار برد.روی همه کس تاکید دارم. بالا و پایین ندارد. خودش اگر بود می گفت:
دست مریزاد پوریا.
شک نداشته باشید.
محسن    18:17 1389-11-23
ما اهل کوفه نیستیم شاملوتنها بماند
محمد    15:33 1390-03-10
پوريا عزيز عالي بود دورود ولي مرز شوخي وناشوخي بيان شما را نيافتم.
نظرهای شما
متن نظر
در صورت تمايل نام و ايميل خود را وارد کنيد.
نام:
ایمیل:
عبارت نمايش داده‌شده را براي تامين امنيت وارد کنيد.
  

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 
ورود کاربران
 
 
سبد خرید [به‌روزرسانی]
آخرین اخبار
 
 
پربازدیدترین مطالب
 
 
 
 
 
 
 
 
درباره‌ی ما | قوانین و سیاست‌ها | هم‌کاران | ارتباط با ما | راهنمای عضویت و خرید

   استفاده از مطالب وب‌سایت فقط با ذکر منبع مجاز است.
   
[ آمار بازدید روز گذشته: 49982 ]