هزارکتاب: هنوز پنج سال از روزی نگذشته که دفتر اول مجموعهی پشت پردهی مخملین به بازار کتاب ایران رسید. اما در همین فاصله، کتابها و آقایان مترجم توانستند جایگاهی مناسب برای خویش پیدا بکنند، تا این حد که نسخهی 16500 تومانی دفتر چهارم (دکترین شوک: ظهور سرمایهداری فاجعه)، به فاصلهیی کمتر از سه ماه از تاریخ چاپ، تقریبا نایاب شده است. در حالیکه این کتاب برای تجدید چاپ آماده میشود، به گفتوگو با آقایان مترجم نشستهایم. اولین دفتر این مجموعه، اعترافات یک جنایتکار اقتصادی، نوشتهی جان پرکینز بود. به دنبال آن دفتر دوم با نام به من دروغنگو: گزارشهایی تاریخساز از روزنامهنگاران کاوشگر با تدوین جان پیلجر منتشر شد. دفتر سوم با نام اربابان جدید جهان نوشتهی جان پیلجر بود. جلد پنجم مجموعه، نیکوکاران خبیث نوشتهی هاجون چنگ خواهد بود. اربابان جدید جهان ترجمهی مهرداد و مهرناز شهابیست. آقای نبوی نیز، به جز این مجموعه، دو کتاب عقل سلیم نوشتهی توماس پین و بیانهای برای نظمنوین جهانی نوشتهی جرج مونبیو را ترجمه کردهاند. فروش خوب دکترین شوک را به شما تبریک میگویم. برای ما از ایدهی اولیهی شکلگیری مجموعه بگویید. چهطور دو اقتصاددان تحصیلکردهی لندن، که روزگار خودشان را در یک شرکت تجاری در تهران میگذرانند، به فکر افتادند تا بر روی چنین مجموعهیی کار بکنند؟
شهابی: راست میگویید. بیزنس و کارهایی فرهنگی از این دست با هم کاملا در تضاد است. در واقع هم، بیزنس صرفا بهانهای بوده است برای همدمی با دوستان همفکر. نتیجه اینکه بسیار بیش از آنکه گفتوگویمان دربارهی بیزنس باشد، حول همین موضوعاتی میچرخد که ترجمه کردهایم. یادم میآید دانشگاه که بودیم، دانشجویان فوقالعاده نسبت به مسایل سیاسی حساس بودند. همین دانشجویان انگلیسی بانکهای Midland و Barclays را، به خاطر اینکه یکی در کشور رودزیا و دیگری در آفریقای جنوبی (هردوتحت حاکمیت نژادپرستان) دارای سرمایهگذاری بودند، تحریم کرده بودند. اما وقتی برای کارآموزی، در یک موسسهی حسابرسی شروع به کار کردم، میدیدم که شرکتهایی که حسابرسی میکنیم مثل همان بانکها در رودزیا و آفریقای جنوبی دوران آپارتاید
سرمایهگذاریهای سنگینی دارند ولی، حالا دیگر، در محیط واقعی بیزنس، کسی اصلا ککاش هم نمیگزید! و ما، به عنوان حسابرس، در خدمت صاحبان سهام چنین شرکتهایی بودیم و باید، با گزارشدهی، اسباب اطمینان خاطرشان را فراهم میآوردیم! چندشآور بود. اگر پیشتر فقط در کتابها خوانده بودم، آنجا از نزدیک، منطق بیرحم سرمایهداری، بیاعتناییاش را به اخلاقیات (و هر آنچه را که انسانیست) با تمام وجود حس کردم. از همان روزها، دلام میخواست همه این را ببینند. ترجمه میتوانست گام کوچکی در این راه باشد.
از سوی دیگر، از اوایل دههی 1990، تکصدا بودن جامعهی به اصطلاح روشنفکری و قشر تحصیلکردهی ایران برایام تکاندهنده بود. این نگاه یکسان و صدای تک که گرایشهای نولیبرالی و بنیادگرایی بازار را حلال همهی مشکلات (نه فقط اقتصادی، که نیز راهگشا به سوی دموکراسی!) میدید، حتی بین بسیاری از دانشجویان ما هم دیده میشد قشری که انتظار میرود پیشرو و تشنهی حقیقت باشد. شاید بتوان گفت که این واکنشی بوده است در برابر نوع دیگری از تکصدایی. ولی از کسانیکه خود را جوینده و متفکر و پیشرو میدانند جز این انتظار میرود. متأسفانه اغلب تحصیلکردگان و بسیاری از دانشجویان با همه اعتراضشان، صرفا مقلد بودهاند و اگرنه، واکنش یک اندیشهورز به وضع موجود هرگز نمیتواند غریزی باشد. این درحالیست که نسل جوان به اینترنت دسترسی دارد ولی اکثرا از دنیای بیرون، جز پوسته و ظاهر آن را نمیبینند. در حالی که برای فردی که به دنبال آگاهی است، یک دنیا مطلب از طریق دنیای مجازی میتوان آموخت. این بود که دیدم حرفهای بسیاری برای گفتن هست و باید آنها را مطرح کرد حرفهایی که خارج از ایران مخاطبان بسیار دارد، ولی اینجا برای بسیاری ناشناخته است (یا، در بهترین حالت، به فراموشی مطلق سپرده شده است).
نبوی: از کارهای روزمره مثل سپری کردنِ روزگار در یک شرکت تجاری، همچنین از سایر روزمرگیها مثل مسائل خانواده، مراودات دوستانه، دیدن فیلم و تلویزیون... رضایت کامل به دست نمیآید. کمبود و خلائی احساس میشود. گاهی آرزو میکنم کاش صدایم خوب بود میتوانستم با صدایی بلند آواز بخوانم، ولی حیف که هیچ هنری ندارم. ترجمه گوشهای از این خلاء را پر میکند.
شما دست بازی در انتخاب کتابها دارید. حداقل خود من میتوانم ده عنوان کتاب شاهکار نام ببرم که میتوانند در ادامهی این مجموعه منتشر بشوند. انتخاب اثر چهگونه صورت میگیرد؟ شما بر چه مبنایی کتابی را درون مجموعه جای میدهید؟
شهابی: 1- کتابهایی را برای ترجمه انتخاب میکنیم که حقایق تلخ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی ناشناخته در بین مردم ما را به خوبی بیان کند. 2- به زبان ساده و غیرحرفهای بیان شده باشد (به اصطلاح، Easy reading باشند). 3- با توجه به سایر آثار و فعالیتهای نویسنده، در مجموع، از او سابقهی خوبی داشته باشیم. مثلا، ژورنالیستی به نام توماس فریدمن که برای نیویورک تایمز قلم میزند بسیار مشهور و در ایران هم بسیار مطرح است. چند بار هم جایزهی پولیتزر گرفته است. اما، در پس حرفهای زیبا و فریبندهاش، یک شیاد است و بسیار استادانه، آنجا که باید، زهرش را میریزد. با بررسی سایتهای پیشروی اینترنتی، اغلب با مطرحترین نویسندگان و بحثانگیزترین کتابها میتوان آشنا شد. متأسفانه میبینیم که ژورنالیستهای کاوشگری مثل جان پیلجر، نائومی کلاین، جرج مونبیو، یوری آونری و دیگرانی که از آنها ترجمه کردهایم، هرچند در غرب بسیار شهرت دارند، اما در ایران ناشناخته ماندهاند. انتخابهای ما روالی منطقی دارد. مثلا میبینید که در اعترافات، در 14 یادداشت مترجمان در انتهای کتاب، مطالبی آوردهایم که، به گفتهی بعضی، از خود کتاب مفیدتر است. در این یادداشتهای مفصل به مطالب متعددی از جان پیلجر و نائومی کلاین برمیخوریم. بعد میبینید که دفاتر دوم و سوم این مجموعه کارهایی از همان جان پیلجر است، و دفتر چهارم از نائومی کلاین. یا باز میبینید که یادداشت سیزدهم مترجمان در انتهای اعترافات درباره رسانههای جمعیِ تحت کنترلِ ابرشرکتها است. پس اگر دفتر دوم مجموعه گزارشهایی تاریخساز از روزنامهنگاران کاوشگر میشود اتفاقی نیست. یک روال منطقی در پس این انتخابها وجود دارد.
نبوی: از بطن ترجمهی هر کتابی، کتاب بعدی بیرون میآید. ولی روند كلی كتابهای مورد علاقهام، كتابهاییست كه به مقولهی عدالت اجتماعی، ضدیت با جنگ، نظامهای سیاسی و اقتصادی، تاریخ و سركوبها و... میپردازند. صرفنظر از خود موضوع كتاب، نویسندگان كتابها هم برای من مهماند كه كی باشند و نگارششان چهگونه است، به طوری كه خوانش ترجمههای ما به دلیل شیوهی نگارش نویسندگاناش راحت و آسان باشد. ضمنا باید بگویم كه اكثر كتابهای ترجمه شده، از سوی دوستم آقای شهابی پیشنهاد و انتخاب شدهاند.
کار گروهی ترجمه، نکات مثبت خود را دارد، اما مصائب خود را هم پیش میکشد. روند ترجمهی دو نفری شما چهگونه است؟
شهابی: درست است. به سبب فشار زمانی، كار ما در چاپ اول اعترافات و به من دروغ نگو یكدست نبود و نتیجه مطابق میل از آب در نیامد. ولی بلافاصله قرار را بر این گذاشتیم كه لازمست كار یكدیگر را کاملا بازخوانی کنیم و به طور ریشهای و حتی بیرحمانه از ترجمهی همدیگر انتقاد كنیم. این كار در مورد دفتر چهارم، یعنی دکترین شوک، انجام شد و نتیجه رضایتبخش بود. البته از دوست عزیز و همفكری (آقای دكتر شیعهیان) خواهش كردیم نسبت به كار هر دوی ما نظر بدهند. نظرات ایشان بسیار موثر بود و، در مواردی، اصلا نوع نگاه ما به ترجمه را عوض كرد. همین روش را در مورد اعترافات و به من دروغ نگو هم به کار گرفتیم و با تغییرات كامل میشود گفت كار را زیرورو كردیم. نتیجه اینكه چاپ دوم این دو كتاب اساسا با چاپ اول متفاوت است.
نبوی: اتفاقا وقتی افق فكری دو نفر به هم نزدیك است، ترجمهی دو نفره نه تنها مصیبت نیست كه نعمت است.
پشت جلد دکترین شوک خواندن این کتاب را به تمام کسانی توصیه کرده که در ایران قصد آموختن اقتصاد را دارند. شما بعد از انتشار چهار جلد کتاب، چه بازخوردی دیدهاید؟ توانستهاید آنگونه که شاید و باید دیده بشوید؟
شهابی: اعترافات و به من دروغ نگو هر دو در مطبوعات و سایتهای اینترنتی و سخنرانیها بسیار مورد توجه قرار گرفتند. متأسفانه اربابان جدید جهان كه در خارج از ایران بسیار تأثیرگذار بوده، و از بهترین كارهای جان پیلچر است، در زمان بسیار نامناسبی در ایران انتشار یافت، یعنی در پایان خرداد 1388 كه كتابخوانی تا مدتها به پائینترین سطح خود رسیده بود. دكترین شوك هر چند قبل از ترجمه هم در ایران تا حدی شناخته شده بود، ولی استقبال از آن خارج از انتظار بود. با وجود این، در رابطه با بازخورد، نگاه ما یك نگاه كلی و درازمدت است. برای همین هم، كار یك مجموعه را شروع كردهایم. امیدواریم، در دراز مدت و در مجموع، بخشی از یک جای خالی بسیار بزرگ را پر كند. البته هدف از همه اینها اینست که خوانندگانی که این کتابهای Easy reading را میخوانند، این اطلاعات و فاکتها را با کارهای سنگینتری که افراد توانا و اندیشمند دیگری ترجمه کردهاند، تکمیل کنند. هدف ما صرفا شکستن جو تک صدایی و ارایهی یک سری اطلاعات اولیه است.
نبوی: بازخورد آنچنانی ندیدهام. در آغاز كارِ ترجمه، كتابهایم را به اطرافیانم هدیه میدادم. آنها هم نخوانده تعریف میكردند اما اینكه واقعا كسی بنشیند، بخواند و نقد كند، خیر. اهدا كتاب به اطرافیان را نیز متوقف كردهام.
کار سنگین ویراستاری بر کتاب دکترین شوک انجام شده، چرا جلدهای قبلی این گونه ویرایش نشده بودند؟
شهابی: در جواب به سوال مسایل کار گروهی، قبلا پاسخ این سوال را دادهام.
نبوی: به علت بیتجربگی، كارهای اولیهمان را متقابلا بازخوانی و ویراستاری نكردیم، و از آنچه كه احیانا مقابله نیز شد با تعارف و مسامحه میگذشتیم، در این كتاب كار همدیگر را كاملا باز خواندیم و وقت كافی گذاشتیم و بدون تعارف، همدیگر را نقد كردیم. از نظرات جناب آقای دكتر رضا شیعهیان هم بهرهی وافی بردیم. به همین دلیل به نظرم ترجمهی خوبی از كار درآمد. در چاپ دوم كتابهای اعترافات یك جنایتكار اقتصادی و به من دروغ نگو نیز همین روش اعمال شده است.
ما در دکترین شوک خیلی جدیتر از کتابهای قبلی مجموعه، شاهد انبوهی از مدارک و منابع و بحثها و موضوعها و غیره و غیره هستیم. چنین ساختار سنگینی، کار ترجمه را دشوار نساخته بود؟ از نتیجهی کار خودتان راضی هستید؟
شهابی: در حین ترجمه، كار را دشوار حس نكردم. شاید كار حتی سریعتر و با هیجان بیشتری نسبت به كارهای قبلی پیش میرفت. با عشق به انجام كاری كه آن را یك وظیفه میدانستم، ترجمهی دکترین شوک بسیار لذتبخش بود. رسالت را آگاهی رساندن میدانستیم در شرایطی بحرانی و در میان غوغاسالاریای كه گوش فلك را كر كرده بود و ایران هم از آن در امان نمانده بود. البته، با این تفاوت كه در غرب، باز هم، اینجا و آنجا، صداهای اعتراضی بود ولی در ایران نه! همه راجع به سپردن كار مردم به مردم حرف میزدند! كدام مردم؟! آیا كسانیكه كارخانههای چند میلیاردی را از دولت میخرند مردماند؟ آنوقت، من و شما و میلیونها میلیون نفردیگر هم كه هفتهی آخر ماه را با دلهره میگذرانیم مردمایم؟ آیا هر دو از یک جنسیم؟ و به یك اندازه مردمایم؟!
نبوی: در واقع این روش خانم كلاین است كه كتاب را چنین مستند كرده است. البته یادداشتهایی هم از طرف مترجمان در پانویسها آمده است كه دوستی بر آن خرده میگرفت كه زیادیاش هم خواننده را از زنجیره مطلب منحرف میكند.
شما کتابی هم در مورد فلسطین اشغالی در دست انتشار دارید، کمی در مورد این کتاب هم توضیح میدهید.
شهابی: رنجهای 60 سالهی فلسطینیان، تشكیل رژیم صهیونیستی و حمایتهای بیچونوچرای غرب از آن را نمیتوان جدا از سایر جنایات امپریالیسم دید. رژیمی ماهیتا فاشیستی را به عنوان الگوی دموكراسی به جهانیان عرضه كردهاند- رژیمی كه، در نژادپرستی افراطی و بیرحمی، روی رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی تحت استعمار سفیدپوستان را سفید كرده و كارگزار وحشی ایالات متحده و عامل اجرای برنامههای امپریالیستی و استمرارِانقیاد و سرسپردگی ِ سایر كشورهای منطقهی خاورمیانه است.
این كتاب با نام از جنس نازیها مجموعهای از مقالات استثنایی و بسیار جذاب ژورنالیستهای كاوشگر دربارهی حملهی ددمنشانه دسامبر 2008- ژانویه 2009 اسرائیل به نوار غزه است كه نه یك جنگ بلكه یك نسلكشی بود، جنایتی كه حتی تعداد قابل توجهی از یهودیان سرشناس حامی اسرائیل در كشورهای غرب را خجل و شرمنده ساخت، و به بازاندیشی در افکارشان واداشت- در حدی كه بعضی از آنان به مقایسهی جنایات اسرائیل و نازیها پرداختند- در این كتاب مطالبی از آلبرت انشتین و هانا آرنت (هردو یهودی)، برتراند راسل، نعام چامسكی (باز هم یهودی) و یاستین گوردر نویسندهی كتاب پر فروش دنیای سوفی و حتی اسراییلیهای معترض به جنایات دولتشان ارائه كردهایم. مجموعهایست که از سایر کارهایی که دربارهی فلسطین/ اسراییل منتشر شده بسیار متفاوت خواهد بود.
نبوی: زحمت جمعآوری این مجموعه با ارزش را آقای شهابی كشیدند و این جُنگ ابتكار شخص ایشان است. من فقط چند مقاله را ترجمه كردم.
ممنون که در مصاحبهی وبسایت هزار کتاب شرکت داشتید.
شهابی: ما هم ازتوجه و علاقهی شما سپاسگزاریم.
نبوی: من هم از شما متشكرم كه این چنین به كتابهای ما علاقهمندید، و وقت گذاشتید كه با ما مصاحبه كنید.

سيدمصطفی رضيئی
