
حتی اگر نخواهیم نیچه را بهخاطر نیچه بخوانیم، دلایل فراوانی ما را به این متفکر بزرگ قرن نوزدهم خواهد کشاند. شاید یکی از این دلایل حملهی بیرحمانه او به مواضع اخلاقِ سنتی باشد، یا شورش علیهِ واگنرِ بزرگ، و یا تأثیر او بر ظهور فاشیسم. شاید هم بخواهیم راجع به ایدهی اَبرمرد بدانیم و سراغِ نیچه برویم، یا از چنین گفت زرتشتش شنیده باشیم. حتی ممکن است زندگیِ تراژیکِ فریدریش نیچه نیز خود محرکی برای آشنایی باشد. فرض کنید اندیشمندی همچون نیچه در حال قدم زدن است که ناگهان زمین میخورد و به ورطهی جنون سرازیر میشود. و بعد از آن است که خواهرش الیزابت، قیمومیت زندگی و آثار و خلاصه همه چیزِ نیچه را بهعهده میگیرد و از قِبَلِ آن به نوایی میرسد. نیچه در دورهی جنون هیچچیز نمیفهمید. تنها گهگداری با ملاقاتکنندگان صحبت میکرد و بعد چشم بر هم مینهاد و به خواب فرو میرفت. شاید اگر میدانست حیاتش بهدستِ خواهری سپرده شده که مانع وصال با معشوقهاش بود، در دم جان میسپرد. غیر از قضیهی الیزابت، بسیاری از منتقدان و مورخان، مرگ پدر نیچه در کودکی را نیز عاملی مضاعف از زنستیزی آیندهی او میدانند. نیچه در خانهی یک کشیک بهدنیا آمد و بعد از مرگ پدر (در پنج سالگی) همراه با مادر و دو پیردختر که خالههایش بودند، به همراه خواهر، زندگی را ادامه داد. شاید نباید عنان روانکاوی را رها کنیم اما طرد مذهب از سوی نیچه و رشد و پرورش در خانوادهای کاملا مسیحی بیارتباط نیست. از آنسو بزرگ شدن در خانهای پر از عناصر اناث و زنستیزیهای آیندهی نیچه. واقعا نمیتوان از کنار این موارد بهراحتی گذشت و سکوت کرد. و البته منتقدان نیز بهراحتی نگذشتهاند و در پیوند این روابط حتی گاهی به افراط نیز رفتهاند. اما در میان آنها نیوهاوس در مقالهی فریدریش نیچه که توسط خشایار دیهیمی ترجمه و از سوی نشر ماهی بهصورت کتاب عرضه شده است، راهی میانه رفته است. او سعی کرده در تعداد صفحات اندک، زندگی و آرای این فیلسوف بزرگ را مورد بررسی قرار دهد و انتقادهای پیرامون نظراتش را نیز به اختصار بیان کند. کتاب، بهلحاظ آشنایی مخاطبان تازهکار با نیچه بسیار مناسب است و مثل دیگر آثار مجموعهی نسل قلم (هرمان هسه، آرتور شوپنهاور و زیگموند فروید) که بهتازگی از سوی نشر ماهی عرضه شده، بهصورت نوشتاری کوتاه و جامع، بسیار خواندنی و مورد استفاده است.

فرشاد کرامتی
خرید محصول






