نقطه ته خط

نویسنده : مهرداد صدقی
با مقدمهای از : رویا صدر
تعداد صفحه : 124 صفحه
قیمت : 2500 تومان
انتشارات : سورهی مهر
«به مهرداد صدقی بگویید راجع به یک سوژهی پرت طنز بنویسد و ببینید چگونه اثری خواندنی میآفریند،... این توانایی از سویی حاصل پویایی و دینامیزم ذهنی اوست که لازمهی آفرینش اثر طنز قابل اعتنا و ماندگار است و از سوی دیگر، برخاسته از وسواسیست که صدقی برای آفرینش قالب نو و نگرش به سوژه از زاویهای نو و بدیع دارد. صدقی طنز را جدی میگیرد و این امر آثارش را علیرغم فراز و نشیبهایی که پیامد جستوجوگری و آزمایشگری اوست، خواندنی کرده است.»
وقتی رویا صدر که نیم عمر طنازتان بر فنا اگر نمیشناسیداش در مقدمهی راجع به کسی یا کتابی اینگونه می نویسد یعنی اگر اهل طنز و طنز خوانی و لبخندهای بلند بلندی، بشتاب بهسوی کتاب یا شخص نامبرده. و هدف از نامبرده اینجا مهرداد صدقیست که مجموعهی نقطه ته خطاش به تازگی از انتشارات سورهی مهر منتشر شده است.
نقطه ته خط نه سر دارد و نه ته. یعنی هیچ معلوم نیست داری داستان طنز میخوانی یا کاریکلماتور یا پ ن پ (که دارد سبکی میشود برای خودش)! و به قول خیلیها اینجا همهچیز در هم است. گواهاش هم دور همنشینی طنزهای چاپ شده در روزنامهی اطلاعات و هفتهنامهی سلامت و نشریههای گل آقا از قلم مهرداد صدقی که در توضیح کتابش، بعد از کلی کلاس گذاشتن در مورد آنکه سعی کرده طنز فاخر بنویسد و به تاثیرگذاری آنها فکر میکند، گفت: «در هفت جشنوارهی سراسری رتبهی اول، در دو جشنواره مقام دوم و در سه جشنواره مقام سوم را بهدست آوردهام که مطالب ارائهشده در این جشنوارهها نیز در کتاب نقطه ته خط آورده شده است. که فکر میکنم منظورشان این بود که چقدر حیف است آدم یک همچین کتاب طنز شیکی را نخوانده بگذارد و بگذرد.
مهرداد صدقی، فوق لیسانس صنایع چوب وکاغذ دارد اما آنقدر مقام اول در کارنامهی طنزنویسیاش دارد که در معرفی به مقام اول طنز جشنوارهی مطبوعات و همین نقلقولاش اکتفا میکنم: «طنز مثل آمپول است، درد دارد اما زدنش به نفع جامعه است.»
روایتهای صدقی بیشتر مقالهی طنزاند تا قصهی طنز و نقطه ته خط مجموعهای از نوشتههای قوی و ضعیف اوست که نویسنده دوست داشته فانتزی بنویسداش. آنقدر فانتزی که در داستان پیوند مشترک آلودگی هوا را فرزندی میبینیم که مادرش مولکول سرب و پدرش مولکول هواست.
صدقی هنرمندانه به همهچیز جان میدهد، آن هم نه جان دادنی شبیه جان بخشی به اشیا که دورهی راهنمایی شده بود موضوع انشا ما، جان بخشیهایی که آنقدر ظریف و زندهاند که دوستتر داری با آنها زندگی کنی تا اینکه تصورشان کنی و برای خودت خیالشان را ببافی. مثل که بزنم میشود قصهی یک داستان آبکی که قطرههای باران اش آنقدر درگیریهای مشترک با آدمها دارند که میشود اعتراف کرد واقعیاند.
«حوّا وسوسه شد/ آدم سیب را کند/ شیطان خندید/ آدم سیب را انداخت/ سیب رها شده به سرِ نیوتن خورد و باعث شد نیروی جاذبه آن دو را به زمین بکشد!» این یکی از تلنگرهای طنز نویسنده کتاب نقطه ته خط است... اینهمه که گفتم یک طرف و این یک خط یک طرف که درست گفتهاند از قدیم: «حلوای تن تنانی، تا نخوری ندانی»

ستاره بلادی
خرید محصول

