مرگ چیست؟

نویسندهها : ماتیو دولوبیه، ماری ابینه، گنائل بوله و کارتین پروتو
مترجمها : فخرالدین نجاتی، حمیده موسوی
تعداد صفحه : 23 صفحه
قیمت : 500 تومان
انتشارات : کتابهای خورشید خانوم
دو حالت دارد؛ یا شما بچّه دارید یا بچّه ندارید، امّا بچّهها را دوست دارید. در هر دو حالت نمیتوانید در برابر ذهنِ حسّاس و دلِ لطیفِ آنها بیتفاوت رفتار کنید و یا بیدقّت. میپرسید چهطور؟ مثلا کودکی با کلّی «چرا» نزد شمای بزرگسال میرسد که برایش داناترین ِ دیگران هستید و میپرسد: چرا همهی آدمها مثل هم نیستند؟ چرا آدمها با هم دعوا میکنند؟ چرا نمیتوانم هر کاری دلم میخواهد انجام بدهم؟ چرا باید به مدرسه بروم؟ چرا بعضی از مردم خانه ندارند؟ چرا آدمهای بدجنس وجود دارند؟ چرا....
حالا سؤال من این است؛ شما به این کودک چهگونه پاسخ میدهید؟ میگویید: «برو بچّه بازیات رو بکن، تو رو چه به این سؤالها.» یا حوالهاش میدهید به آینده: «بزرگ که شدی خودت میفهمی.» یا... مثلا فرض کنید کودک از شما دربارهی مرگ میپرسد و اینکه چرا میمیریم یا کِی میمیریم یا...؟ شما که نمیتوانید مرگ را از بچّه مخفی کنید. امروز جوجهاش میمیرد و فردا ممکن است یکی از شخصیتهای محبوب کارتونیاش. پسفردا هم یکی از فامیل؛ پدربزرگ و مادربزرگ، دایی و عمو و...
آیا همچنان سکوت خواهید کرد و کودک را با یک ذهن پُر از پرسش به حالِ خود میگذارید؟ لابُد خیال میکنید اینجوری کودک کمتر با موضوع مرگ درگیر میشود و احساس امنیّت بیشتری خواهد کرد. زهی خیالِ باطل! چرا؟ برای اینکه بیشتر کودکان در برابر این سکوت واکنش دیگری نشان میدهند و با کلّی نگرانی دربارهی زندگی، همیشه دلواپسِ مرگِ پدر و مادر و دیگر نزدیکانِ خود هستند. میپرسید چه باید کرد؟ گفتوگو.
باید با کودکان دربارهی مرگ گفتوگو کرد، البته در چارچوب فهم و درک او. صحبتهای والدین باید فلسفهی سادهای داشته باشد و با جملههای روشن و شفّاف بیان گردد. خیال کنید به بچّه بگوییم: «عزیزم، نترس از مرگ، مرگ پایان یک کبوتر نیست.» و یا «ریههای لذّت پُر اکسیژن مرگ است.» به نظرتان کودک مفهوم ِ آن را دریافت میکند؟ میپرسید پس چه باید گفت؟
خُب، کمی حوصله کنید تا «گاستون پسر کنجکاو» را معرّفی کنم که یکجورهایی همزادِ آن فرهادِ کنجکاو در کتابِ علوم دبستان است، منتها با شخصیّتی جذابتر که مُدام دربارهی معنی و مفهوم زندگی و جهان از خود و دیگران سؤال میکند.
گاستون پسر کنجکاو یک مجموعهی دوازده جلدی است که نویسندگان آن -ماتیو دولوبیه، ماری ابینه، گنائل بوله و کارتین پروتو- در هر کتاب یک موضوع خاص را بررسی میکنند و به سؤالهایی که در ذهن کودک پیش میآید پاسخهای قابلفهم میدهند. برای نمونه، در کتاب مرگ چیست؟ یکروز صبح گاستون از خواب بیدار میشود و میبیند که ماهی کوچولویش سرحال نیست. او خیال میکند ماهی خوابیده است، امّا پدر گاستون میگوید: «نه پسرم، او خواب نیست؛ مُرده است.» ماجرا با رویدادهای دیگری دربارهی مرگ ادامه پیدا میکند و گاستون ضمن آشنایی با فرایند مرگ از نظر فیزیکی، این پدیده را به عنوان جزئی از زندگی میپذیرد.
علاوه بر داستانِ کوتاه گاستون، نویسندگان از جملههای مستقیم هم برای توضیح مرگ به کودکان استفاده کردهاند که بچّهها را مخاطب قرار دادهاند و با واژههایی قانعکننده و اطمینانبخش دربارهی مرگ صحبت کردهاند. مثلا «بچّهها! وقتی قلب از حرکت بایستد، آدم میمیرد و وقتی آدم بمیرد، این مرگ برای همیشه است.» این همآن هدفیست که در بخش «سخنی با والدین و مربیان گرامی» هم یادآوری میشود.
در شناسنامهی کتاب از تصویرگر نام نبردهاند، امّا داستانِ گاستون مصوّر است و ماجرای اصلی در بستر تصاویر روایت میشود. برای جملههای مستقیمِ نویسندگان دربارهی مرگ هم از طرحهای گرافیکیِ رنگی استفاده شده است که بهنظر من برخلافِ تصاویرِ ساده و بامزهی گاستون و خانوادهی او برای کودک قابلدرک نیست.

سيدهربابه ميرغياثی
