هزارکتاب: کتاب سرهنگ کسی ندارد برایش نامه بنویسد که قبل از این از زبانهایی غیر از اسپانیایی (زبان اصلی کتاب) ترجمه شده بود، برای نخستینبار از زبان اصلی بهفارسی ترجمه شد.این کتاب پیشتر توسط مترجمهایی مانند احمد گلشیری و با عنوان کسی به سرهنگ نامه نمینویسد در ایران مننتشر شده و بارها هم تجدید چاپ شد.
این کتاب 96 صفحهای را نازنین نوذری از زبان اسپانیولی بهفارسی برگردانده و انتشارات نوروز هنر بهتازگی آن را بهچاپ رسانده است. مارکز این کتاب را که داستان انتظار نومیدانهی افراد برای ایجاد تغییری کوچک در زندگیشان است، سال 1975 در پاریس و در شرایطی که وضعیت مالی نامناسبی داشت، نوشت و 6 سال بعد آنرا چاپ کرد.
داستان این رمان روایتگر روزگار سرهنگ پیریست که سالها در انتظار رسیدن نامهای از طرف دولت بهسر میبرد تا برای شرکت و خدماتش در یک جنگ داخلی بسیار قدیمی مبلغی بهعنوان مقرری برای او در نظر گرفته شود. سرهنگ در حالیکه در شرایط بسیار وخیم مالی قرار دارد (مانند شرایط مارکز در حین نوشتن اثر) تصمیم دارد تا با مقرری مورد انتظار علاوه بر ترتیبدادن یک زندگی آبرومندانه برای خودش و همسرش، خروس جنگی پسرش را نیز که حین توزیع مخفیانهی اعلامیههای ضد دولتی تلف شد، پرورش دهد. انتظار سرهنگ برای دریافت نامهی مزبور ادامه مییابد و با این وجود نامه هرگز بهدست او نمیرسد. او که به پیروزی خروس جنگی بهچشم نوعی انتقام مرگ پسرش نگاه میکند در شرایط سختی قرار میگیرد که وادار به انتخاب راهی میان زندگی سخت و حفظ و پرورش خروس برای انتقام یا فروش خروس برای ادامهی زندگی میشود.
مارکز البته شخصیت سرهنگ این رمان را از سرگذشت پدربزرگش که از سرهنگهای درگیر در جنگهای داخلی کلمبیا بود، الگوبرداری کرده است.
منبع: مهر


