هزارکتاب: امروز شانزدهم نوامبر، برابر با بیستوپنجم آبان، سالروز تولد نویسندهایست که مهدی غبرایی، مترجم دو اثر از او، نبودش را در جهان احساس میکند. غبرایی، ژوزه ساراماگو را نویسندهای با دانش و دید وسیع دانست و او را رزمندهی پیر لقب داد.امروز شانزدهم نوامبر، برابر با بیستوپنجم آبان، سالروز تولد نویسندهایست که مهدی غبرایی، مترجم دو اثر از او، نبودش را در جهان احساس میکند.
ساراماگو در شانزدهم نوامبر 1922 میلادی در خانوادهای فرودست در پرتغال به دنیا آمد. در واقع ساراماگو نام گیاهیست که در آن زمان، منبع تغذیهی انسانهای فقیر و لقبی بود که خانوادهی ژوزه بدان شناخته میشدند؛ نامی كه بهطور اتفاقی به نام خانوادگی او تبدیل شد.
ساراماگو سالها به دلیل عشقش به ادبیات مینوشت، بدون اینكه افراد زیادی با نام او آشنا باشند. نام او در سن 60 سالگی، با انتشار كتابی با نام خاطرات صومعه كه چهارمین رمانش بود بر سر زبانها افتاد و بالاخره در سال 1998 توانست جایزهی ادبی نوبل را به دست آورد.
او در بخشی از زندگی نامهاش مینویسد: «من بارها بیكار شدم ولی این را به یاد داشتم كه در شرایط سیاسی ما احتمالا یافتن شغلی مناسب بسیار كم است. آن موقع بود كه تصمیم گرفتم زندگی خویش را وقف ادبیات كنم: این به زمانی برمیگردد كه دریافتم در نقش یک نویسنده چه كارهایی میتوانم بكنم.»
بسیاری از آثار این نویسنده تاكنون در ایران ترجمه شدهاند كه سفر فیل، یادداشتها، خاطرات كودكی، وقفه در مرگ، بینایی، در ستایش مرگ، نقاشی، همهی نامها، مرد تكثیر شده، دخمه، قصهی جزیرهی ناشناخته، بلم سنگی، سال مرگ ریكاردو ریش و بالتازار و بلیموندا از جمله این آثار هستند.
غبرایی ساراماگو را رزمندهی پیر خواند و گفت: «این نویسندهی پرتغالی تمامی نابسامانیهای جهان را میدید؛ مشكلاتی كه در بلوک شرق سابق، كشورهای وابسته و نظامهای سرمایهداری وجود داشت تا مسایلی كه در سالهای اخیر به دغدغهی ذهنی او تبدیل شده بود. او به فلسطین هم سفر كرده و گزارشی منصفانه و درست از مشاهداتش داشته و از آنها دفاع كرده است. این رزمندهی پیر و رشکانگیز به همهی مسایل جهان حساس و آگاه بود و این امر را میتوان در كتاب نوت بوك یا دفتر یادداشت او نیز مشاهده كرد.»
به اعتقاد غبرایی، ساراماگو جدا از مسایل مورد علاقهاش، سبک نگارشی خاصی هم داشته و دنیای در هم پاشیده امروزی را با كمک همین شیوهی نگارش به تصویر كشیده است. غبرایی در این مورد افزود: «ساراماگو در اكثر آثارش در صدد است نشان دهد دنیایی كه تا بهاین حد وابسته به تكنولوژیست اگر صدمه ببیند و تا حدی خدشهدار شود یا مسایل سیاسی، روانی و اجتماعی خاصی پیش بیاید، در آن حالت است كه آشوب و درهمآمیختگی تمام جهان را فرا خواهد گرفت. این نویسنده در صدد است با داستانهایش به این موضوع بپردازد و رمان كوری بهترین تمثیل برای این امر است.»
غبرایی افزود: «ساراماگو در رمان كوری در صدد است نشان دهد همهی ما كوریم و در به وجود آمدن این دنیای پر از نابودی و جنگ مقصریم، پس باید بكوشیم دنیای بهتری خلق كنیم.»
مترجم كتاب كوری و بلم سنگی دربارهی شیوهی نگارشی ساراماگو گفت: «این نویسنده برای اینكه مضامین مورد نظرش را در متن داستانیاش بهتر نشان دهد، فقط از نقطه و ویرگول استفاده كرده است. غبرایی موفقیت یا عدم موفقیت این شیوه را وابسته به نظر خوانندهی اثر دانست و اضافه كرد: «از نگاه من، رمان كوری موفقترین اثر در این زمینه بوده زیرا شیوهی نگارش آن، كاملا با موضوع كتاب همخوانی دارد.»
غبرایی كتاب یادداشتهای روزانهی ساراماگو را نشان از دانش گستردهی او از مسایل جهان دانست و گفت: «شرایط زمانهی او و استعداد خاص او در كنار سابقهی ویراستاری طولانیاش باعث شده او دانشی گسترده از مسایل داشته باشد. او مدتها ویراستار كتاب بود و ویراستار برای اینكه اصولی كار كند باید به همه چیز اشراف داشته باشد.»
یادداشتهای روزانهی ساراماگو تاكنون با سه ترجمه و عنوان متفاوت در ایران منتشر شده است: یادداشتها با ترجمهی مصطفی اسلامیه، نوت بوك با ترجمهی مینو مشیری و دفتر یادداشت با ترجمهی علی قادری. این كتاب نتیجهی تجربهی وبلاگنویسی ساراماگو در خلال سپتامبر 2008 تا آگوست 2009 میلادیست.
این نویسندهی پرتغالی هجدهم ژوئن سال 2010 میلادی از دنیا رفت كه حدود سی اثر از او به جا ماند. امروز شانزدهم نوامبر، برابر با بیستوپنجم آبان، سالروز تولد نویسندهایست كه اهالی ادبیات، امروز در نبود او، تولد هشتادوهشت سالگیاش را جشن میگیرند.
منبع: ایبنا


