آدلف

نویسنده : بنژامن کنستان
مترجم : مینو مشیری
قیمت : 2800 تومان
نوبت چاپ : چاپ اول 1388
انتشارات : ثالث
بنژامین کنستان (1767-1830)، زادهی لوزان سوئیس، از اشرافیان فرانسه به شمار میرفت. او قبل از آنکه نویسنده باشد، از فعالان سیاسی و هواخواهان جنبش لیبرالیسم و نیز از مخالفان ناپلئون بود. از او فقط یک کتاب بهجا مانده؛ رمانی عاشقانه و سرشار از احساسات و وابستگیهای عاطفی: آدُلف.
رمان از زبان قهرمان داستان، آدُلف، بیان میشود و داستان دلباختگی او را به النور، معشوقهی یکی از متمولان شهر، شرح میدهد. در طول داستان، علاوه بر احساسات، بررسیهای روانشناختی نیز بیان میشود و همین امر یکی از ضعفهای تکنیکی داستان است؛ زیرا داستان از زبان قهرمان قصه بیان میشود، اما نحوهی بیان و بررسی مطالب به گونهایست که گویی دانای کل آن را بیان میکند: آدلف، علاوه بر شرح احساسات درونی خود، حالات درونی النور را نیز موشکافی میکند.
آدلف ده سال از النور کوچکتر است، جوانی خودشیفته، بزرگمنش و بیقدرت در گسیختن رشتههای عاطفی؛ در کودکی کمرو بود و آنچه در سر داشت به زبان نمیآورد؛ به جمعی وارد نمیشد، مگر آن که زودهنگام ترکش میگفت؛ اما در اعماق وجود به محبت نیاز داشت. آدلف در اوایل آشنایی با النور به او گفت که «هم مردمگریزم و هم از تنهایی رنج میبرم»؛ که همین امر نشاندهندهی تناقضهای درونی اوست. اما همین جوان مردمگریز، با دیدن النور، شیفتهی او میشود و سعی در خودنمایی دارد تا کامیاب شود. روال داستان تقریبا آرام و قابل پیشبینیست:
النور ابتدا او را پس میزند، اما با اصرار آدلف رفتهرفته به او دل میبازد و ارتباطی عاشقانه و مستحکم شکل میگیرد. از جامعه کنارهگیری میکنند. با تدابیر پدر آدلف، ارتباطات کمرنگ میشود تا این که آدلف (طبق معمول عشق مردان به زنان بزرگتر از خود) النور را سد پیشرفتهای خود مییابد و تصمیم به گسیختن ارتباط میگیرد، اما توان آن را ندارد. در پایان نیز با مرگ النور، آن هم به دلیل سردی عشق آدلف، داستان پایان مییابد. شاید حرف اصلی داستان را بتوان در این جمله یافت: «قوانین جامعه از خواستههای انسانها قدرتمندترند» (صفحهی 84).
این رمان از مشهورترین کتابهای رمانتيسم قرن نوزدهم است و ارزش آن را اغلب با رنهی شاتو بریان مقایسه کردهاند. شاید به نوعی بتوان مقایسههایی میان این داستان و سرخوسیاه استاندال نیز برقرار کرد: هر دو نویسنده ساکن یک دیارند؛ هر دو از طبقهی اشرافیاناند؛ داستانها تقریبا در یک زمان (اختلافی ده ساله) نگاشته شدهاند؛ کنستان مخالف ناپلئون بود و استاندال شیفتهی او؛ قهرمان هر دو داستان به عشقی ممنوعه دچار میشوند، اما در آدلف، زن داستان میمیرد و در سرخوسیاه، مرد داستان. با بررسی این دو کتاب میتوان بهراحتی خصوصیات سبک رمانتیسم اوایل قرن نوزدهم را دریافت.
ترجمهی خانم مشیری، همچون ترجمههای دیگر ایشان، زیبا و آراسته است. شاید ضعف آن را بتوان در ویراستاری دانست، چون در حدواندازههای ارزش داستان و نام مترجم نیست:
1- از دید ویراستاری محتوایی: لحن داستان کاملا ادبی بیان شده، اما در جاهایی از این سبک خارج شده.
2- از دید ویراستاری صوری: از کلماتی استفاده شده که در مفهوم اشتباهند؛ مثلا استفاده از «خاطر» به معنی «دلیل».

مهرداد وثوقی

