طنز هفتگی پیوندها نقد خوانندگان کافه‌وا؟ هنری روان‌شناسی کودک عمومی داستان شعر صفحه اصلی
یک‌شنبه 16 بهمن 1390

گفت‌و‌گو با ‌اصغر نوری‌ (مترجم) درباره‌ی «دیوارگذر»
تاوانِ تفاوت
ياسر نوروزی

اصغر نوریهزارکتاب: سال گذشته مجموعه‌داستانی به‌نام ‌دیوارگذر‌ از ‌مارسل اِمه‌ منتشر شد که در ایران چندان نام‌آشنا نبود و کتابی از او در ایران منتشر نشده بود. البته سال‌ها قبل ‌ابوالحسن نجفی‌ داستانی از این نویسنده در یکی از نشریات ترجمه کرده بود اما مجموعه‌داستان ‌دیوارِ‌گذر‌ با ترجمه‌ی ‌اصغر نوری‌، نخستین اثری بود که به‌صورت کتابی مجزا از این نویسنده در ایران منتشر می‌شد. ‌دیوارگذر‌ داستان‌هایی فوق‌العاده جذاب دارد با ایده‌هایی خلاقانه تا آن‌جا که قطعا نخستین سوالی که بعد از خواندنِ داستان‌ها به ذهن‌تان می‌آید این است که چرا تابه‌ حال کتابی از این نویسنده ترجمه نشده. پاسخ این سوال را از مترجمِ اثر آقای ‌اصغر نوری‌ پرسیدیم و مباحثی راجع به کتاب مطرح کردیم که آن‌را می‌خوانید؛

در مقدمه‌ی کتاب مطالبی راجع به جایگاه ‌مارسل امه‌ مطرح کرده‌اید طوری‌که برایم این سوال پیش آمد که چرا تابه‌حال کتابی مستقل از این نویسنده در ایران ترجمه نشده. البته در همان مقدمه اشاره کرده بودید که داستانی از این نویسنده را آقای ‌ابوالحسن نجفی‌ سال‌ها پیش ترجمه کرده بودند و بعدها پیدا کردید. اما دوست دارم بیش‌تر درباره‌ی این قضیه صحبت کنید. بهتر است این‌طور بپرسم؛ چرا تابه ‌حال به این نویسنده‌ی بزرگ پرداخته نشده و چه شد که  شما سراغ ترجمه‌ی آثار او رفتید؟‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
مارسل امه‌ را باید در کنار نویسند‌گان فرانسوی‌ای قرار داد که هم‌عصر نویسندگانِ بسیار بزرگی بودند مثل ‌سارتر‌، ‌کامو‌، ‌آندره ژید‌ و کمی قبل‌تر ‌پروست‌ و وقتی قرار بر ترجمه بود، مترجمان سراغ ‌سارتر‌ و ‌کامو‌ می‌رفتند که علاوه بر کار ادبی در کارهای سیاسی هم جریان‌ساز بودند و ‌مارسل امه‌ و چند نویسنده‌ی دیگر مثل ‌بوریس ویان‌ یا ‌ژان ژیونو‌ نویسندگان بزرگی هستند که متأسفانه مترجمان سراغ‌شان نرفته‌اند و مترجم ایرانی آن‌ها را فراموش کرده.

به‌هر‌حال وقتی شما بین نویسندگان بزرگ باشی، ناخودآگاه مهجور می‌مانی.
ببینید، مسلما ‌آندره ژید‌ خیلی نویسنده‌ی معروف‌تری‌ست نسبت به ‌مارسل امه‌. ولی خب ‌مارسل امه‌ و ‌ژان ژیونو‌ هم جایگاه بسیار مهمی در ادبیات فرانسه دارند.

از مؤلفه‌های مهم جهان داستانی ‌مارسل امه‌ می‌شود به بدبینی و هم‌چنین خلاقیتِ فوقالعاده در ارائه‌ی طرح‌های داستانی اشاره کرد. مثلا ماجرایِ داستانِ کارت که داستانی علمی-تخیلی بود بسیار جذاب است. بشر جلو رفته است و به‌جایی رسیده که برای انسان‌ها کارت صادر می‌کند و هر‌کس حق دارد به اندازه‌ی شارژِ ماهیانه‌ی خود از زمان، استفاده کند و مابقی را باید در عَدَم به‌سر ببرد. این کارت‌ها برای طبقات مختلف اجتماعی، زمان‌بندی‌های متفاوتی دارد و همه به ‌یک‌میزان شارژ ندارند. خب، این ماجرا فوق‌العاده جذاب است و داستان‌های دیگر ‌مارسل امه‌ هم دستِ کمی از این داستان ندارند. البته در تمام آن‌ها همان‌طور که گفتم نوعی بدبینی به‌چشم می‌خورند؛ ترسیم یک ضد آرمان‌شهر.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
حقیقت این است که ‌مارسل امه‌ دنیا را با نگاه بسیار بدبینانه‌ای می‌بیند ولی این بدبینی هرگز به یأس منتهی نمی‌شود و فکر می‌کنم چیزی که باعث شد خود من سراغ آثار ‌مارسل امه‌ بروم طنز قدرت‌مندی بود که در داستان‌هایش بود. این طنز به‌گونه‌ای‌ست که در سیاه‌ترین وضعیت هم آن‌را می‌بینیم. مثلا در داستان آخر، ‌چکمه‌های هفت‌فرسخی،‌ کمی از تخیلی که در داستان‌های دیگر به‌کار می‌برد، فاصله می‌گیرد و داستانی سیاه و کاملا رئال روایت می‌کند اما همین‌جا هم طنز کمک می‌کند که سیاهی را تحمل کنیم و آزار نبینیم. به‌نظرم بین آثار ‌مارسل امه‌ و اشعار ‌خیام‌ به‌لحاظ مفهومی، شباهت زیادی وجود دارد؛ در عین‌حال که خیلی واقع‌بینانه و بعضی وقت‌ها بدبینانه به‌دنیا نگاه می‌کند ولی باز هم به دنبال راهی‌ست برای یک زندگیِ راحت. یعنی اعتقاد دارد فشار زندگی نباید باعث شود که ما کلا قیدِ زندگی را بزنیم. این برای من خیلی جالب بود که در اکثر داستان‌های ‌مارسل امه‌ می‌بینیم.

داستان اول مرا یاد ‌شنلِ‌ گوگول انداخت. در این داستان هم ما با نوعی طنز مواجه‌ایم و یک پایان شگفت. در ‌دیوارگذر‌، مرد در دیوار قرار می‌گیرد و فریادش تا ابد در گوش می‌ماند. داستان بسیار خوبی بود و من باز هم متعجبم که چرا از این نویسنده کتابی تا به‌ حال به فارسی ترجمه نشده.‌‌
البته این مجموعه‌‌ ده داستان بود که من هر ده تا را ترجمه کرده بودم ولی متأسفانه فقط پنج‌تای آن‌ها مجوز گرفت. و آن داستان‌ها باز فضاهای خیلی جالبی داشت و تخیل نویسنده مرزهای فراتری رفته بود و آن‌ها هم بسیار خوب بود.

از نمایش‌نامه‌ها یا رمان‌های دیگر این نویسنده هم خوانده‌اید؟
‌‌‌
من خیلی از آثار این نویسنده را خوانده‌ام. در نمایش‌نامه‌هایش هم باز عنصر طنز هست و آن دنیای غیرواقعی وجود دارد. البته دنیای غیرواقعیِ ‌امه‌ خاص خودش است. همه چیزِ دنیای واقعی را حفظ می‌کند و یک عنصر غیرواقعی واردِ دنیای واقعی می‌کند و این باعث به‌هم‌ خوردنِ روال دنیای واقعی می‌شود. در نمایش‌نامه‌هایش هم هم‌چنین چیزی دیده می‌شود. در تأتر هم آدمِ معروفی بوده و در زمان خودش خیلی از آثارش اجرا می‌شده و امروز هم اجرا می‌شود.

از دیگر آثارش چیزی ندیده‌اید که قابلیت ترجمه داشته باشد؟
من در حال مطالعه‌ی کل آثار این نویسنده هستم و قصد دارم یک مجموعه‌ی دوم هم از این نویسنده منتشر کنم و البته این‌بار کمی با احتیاط این‌کار را خواهم کرد که مثل مجموعه‌ی قبلی داستان‌هایش با حذف مواجه نشوند. از رمان‌هایش هم ‌مادیان سبز‌ را خیلی دوست دارم ترجمه کنم و صحبت‌هایی هم با یکی از انتشارات کرده‌ام که امیدوارم بتوانم آن‌را منتشر کنم.

تعداد آثار این نویسنده زیاد است؟
بله. ‌مارسل امه‌ حدود سیزده چهارده مجموعه‌داستان دارد که همه‌گی در یک کتاب جمع‌آوری شده که آن کتاب حدودا هزار صفحه است. روندی هم در داستان‌هایش دارد، به این‌صورت که داستان‌ها، از داستان‌های کمی تخیلی شروع می‌شود و می‌رسد به داستان‌هایی که عناصر واقعی کم‌تر می‌شود و طنزش بیش‌تر می‌شود. ‌امه‌ در فاصله‌ی بین دو جنگِ جهانی شروع به‌نوشتن کرد ولی قسمتِ اعظمِ کارش برمی‌گردد به بعد از جنگ جهانی دوم و در آثارش بیش‌تر حمله کرده به ادا اطوارهای روشن‌فکری و هیچ‌وقت با این قضایا کنار نیامده. من باز برمی‌گردم به سوال اول شما. یکی از دلایلی که باعث شد آثار این نویسنده در ایران ترجمه نشود این بود که ‌مارسل امه‌ هرگز در هیچ‌یک از دسته‌بندی‌های سیاسی و روشن‌فکری و... وارد نشد و به‌نوعی در داستان‌هایش بعضی از روابط توخالی روشن‌فکری را به سخره می‌گیرد. به‌خصوص در بعضی آثارش اعضای فرهنگستان فرانسه را دست می‌اندازد و وقتی که از خودش دعوت کردند که عضو این آکادمی شود قبول نکرد. یک نامه به مدیر آن‌جا نوشت با این مضمون که من آدمی خجالتی هستم و نمی‌توانم در جمع حرف بزنم و این عضویت را رد کرد. و حتی نشان ‌لژیون دونور‌ دولت فرانسه را هم نپذیرفت. می‌شود گفت به‌نوعی آدمی بود که بیش‌تر با مردم زندگی می‌کرد و چندتا دوست خاص بیش‌تر نداشت. مثلا از معروف‌ترین دوستانش ‌سلین‌ بود که روابط خیلی خوبی با هم داشتند.

در یکی از داستان‌هایش هم یکی از شخصیت‌هایش ‌سلین‌ است.‌‌
بله. داستان ‌کارت‌.

در داستان‌هایش چیزی که گفتید به‌وضوح دیده می‌شود و خلق‌و‌خوی خاص نویسنده کاملا روشن است. ما در دهه‌ی 1340 و 1350 در ایران جریاناتی داشتیم که این جریانات طرف‌داران بیش‌تری داشت و قطعا از ترجمه‌ی آثارشان هم استقبال بیش‌تری می‌شد و ‌مارسل امه‌ کاملا خارج از این جریانات است...
‌‌‌‌‌
و برای همین است که می‌گویم آثار ‌مارسل امه‌ همیشه قابل خواندن است چون به‌معنای واقعیِ کلمه داستان هست. ادبیات ناب در آن است. داستان‌هایش زمان مصرف ندارد. حتی در داستان‌هایی که به‌نوعی نقد اجتماعی دارد، این‌کار را طوری انجام می‌دهد که خیلی خودش را درگیرِ مسائل زودگذر سیاسی نمی‌کند.

 

 

 

 
 
کتاب‌نما 4 صفحه
برای نمایش صفحه (عکس) در اندازه واقعی روی عکس کلیک کنید.
نظرها
نظرهای شما
متن نظر
در صورت تمايل نام و ايميل خود را وارد کنيد.
نام:
ایمیل:
عبارت نمايش داده‌شده را براي تامين امنيت وارد کنيد.
  

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 
ورود کاربران
 
 
سبد خرید [به‌روزرسانی]
آخرین اخبار
 
 
پربازدیدترین مطالب
 
 
 
 
 
 
 
 
درباره‌ی ما | قوانین و سیاست‌ها | هم‌کاران | ارتباط با ما | راهنمای عضویت و خرید

   استفاده از مطالب وب‌سایت فقط با ذکر منبع مجاز است.
   
[ آمار بازدید روز گذشته: 51019 ]