طنز هفتگی پیوندها نقد خوانندگان کافه‌وا؟ هنری روان‌شناسی کودک عمومی داستان شعر صفحه اصلی
پنج‌شنبه 4 اسفند 1390

معرفی رمان «دلقک و هیولا» نوشته‌ی ‌پیتر آکروید‌
به شرطِ چاقو، به صرفِ خون
ياسر نوروزی

دلقک و هیولا
دلقک و هیولا
نویسنده : پیتر آکروید
مترجم : سعید سبزیان م.، انسیه لرستانی
تعداد صفحه : 346 صفحه
قیمت : 7800 تومان
انتشارات : افراز


اگر ‌کارل مارکس‌ در واپسین سال‌های دهه‌ی 1870 با ‌سلیمان ویل‌ آشنا نمی‌شد و به‌خانه‌اش نمی‌رفت شاید آن قتل وحشیانه هرگز اتفاق نمی‌افتاد. قاتل، ‌مارکس‌ را تا خانه‌ی ‌سلیمان ویل‌ تعقیب کرد و به‌گمانِ این‌که منزلش آن‌جاست، فرداشبی به‌خانه‌ی ‌ویل‌ حمله‌ور شد و جمجمه‌اش را شکافت و بدنش را مثله کرد. البته این روایت چندان هم واقعیت ندارد. اما اگر کسی آن‌را صادق بداند دقیقا مثل این است که بگوید جایِ همیشه‌گیِ ‌مارکس‌ در روزهایی که به کتاب‌خانه‌ی موزه‌ی بریتانیا می‌رفت، یکی از صندلی‌های ردیف ج4 بوده. البته این یکی، واقعیت دارد اما به‌همان میزان که صندلی‌های ردیف م7 یا ن8! اصلا چه اهمیت دارد قاتل دنبال ‌مارکس‌ بوده یا نبوده باشد. مهم این است که او یک قاتل سریالی‌ست با اهدافی والا و هنرمندانه! می‌رود به کتاب‌خانه‌ی موزه‌ی بریتانیا، کنار ‌مارکس‌ می‌نشیند و جستار ‌در باب قتل به منزله‌ی یکی از هنرهای زیبا‌‌ نوشته‌ی ‌توماس دی‌کوئینسی‌ را می‌خواند و طرح قتل بعدی را می‌ریزد. ‌الیزابت لمبث مارش‌‌- کمدین معروف سال‌های گذشته که حالا خانه‌دار شده و اصرار دارد ‌الیزابت کری‌ صدایش کنند‌- از طرح‌های هنری همسرش خبر ندارد. چه‌کسی می‌تواند دندان‌های خون‌آشام را از پشتِ دهانِ بسته‌اش ببیند؟ از کجا بداند همسرش همان قاتل‌ قتل‌های پی‌در‌پیِ لندن است؟ ‌جان کری‌ نخواهد گذاشت کسی سر از کارش در بیاورد؛ طعمه‌ها را نشان می‌کند و بعد به‌نقشِ تصویر تابلوی خون‌رنگش می‌رود.
این قتل‌ها، هم‌ز‌مان است با بالا گرفتن یکی از مباحث جنجالی جامعه‌ی روشن‌فکری انگلستان؛ تقابل انسان با جامعه‌ی صنعتیِ مدرنِ پیشِ رو. از دهه‌ی 1860 تا 1890 این مسئله، بحث داغِ روز  بود. عده‌ای مثل ‌توماس هنری هاکسلی‌ (که او را بیش‌تر به‌خاطر دفاع و ترویج نظریات ‌داروین‌ می‌شناسند) به این جریان خوش‌بین بودند و در افقِ انگلستان و اروپا آینده‌ای روشن رصد می‌کردند و عده‌ای دیگر نیز هم‌چون ‌ماثیو آرنولد‌ نسبت به آن بیم داشتند. ‌آرنولد‌ از سویی داغ‌دار از دست رفتن رهبری فرهنگ توسط آریستوکراسی بود و از سوی دیگر به‌دلیل دغدغه‌های آزادی‌خواهانه نمی‌توانست شرکت طبقه‌ی پایین در تعیین سرنوشت‌ را نادیده بگیرد. این میان تناقضی به‌وجود می‌آمد که خودِ ‌آرنولد‌ نیز نسبت به آن نگرانی داشت؛ میل جامعه به‌سمت ابتذال و نیل حکومت به‌سمت برآوردنِ نیازهای مبتذل جامعه. در جریانِ این فرایند، جامعه بیش‌تر ابتذال می‌خواهد و هنرمند نیز بنا به‌تقاضای جامعه، بیش‌تر به‌روند تولید ابتذال کشانده می‌شود. در هر حال، روشن‌فکران و هنرمندان انگلستان درباره‌ی نشانه‌های تغییر و پوست‌اندازی جامعه، هم‌نظر بودند. مناقشه بر سر پیش‌گویی راجع به موجودی بود که قرار بود از پوسته‌ی سابق بیرون بیاید. این موجود، یا مصلح می‌شد یا مفسدفی‌الارض و یا ترکیبی از این دو (!)؛  هیولایی در هیبت آدمی که تیغ به‌دست می‌گیرد و به‌جراحی جامعه‌ی بشری می‌رود. 
راز قتل‌های سریالی 1880 هرگز برملا نشد. واقعا هم چه اهمیتی دارد که قاتل، ‌جان کری‌ بوده باشد یا کسِ دیگر؟ این به‌همان میزان ارزش و اعتبار دارد که بگوییم جایِ ‌مارکس‌ در کتاب‌خانه‌ی موزه‌ی بریتانیا، ردیف ج4 بوده. یا به‌همان میزان که بگوییم اگر ‌دان لنو‌ (کمدین انگلیسی معروف قرن نوزدهم) به آن زنِ باردار بیمار کمک نمی‌کرد، ‌چارلی چاپلینی پا به‌عرصه‌ی وجود نمی‌گذاشت. شاید هم به همان میزان که بگوییم نویسنده‌ی شاهکاری مثل ‌دلقک و هیولا‌، ‌پیتر آکروید‌ است!


 

 
کتاب‌نما 3 صفحه
برای نمایش صفحه (عکس) در اندازه واقعی روی عکس کلیک کنید.
نظرها
نظرهای شما
متن نظر
در صورت تمايل نام و ايميل خود را وارد کنيد.
نام:
ایمیل:
عبارت نمايش داده‌شده را براي تامين امنيت وارد کنيد.
  

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 
ورود کاربران
 
 
سبد خرید [به‌روزرسانی]
آخرین اخبار
 
 
پربازدیدترین مطالب
 
 
 
 
 
 
 
 
درباره‌ی ما | قوانین و سیاست‌ها | هم‌کاران | ارتباط با ما | راهنمای عضویت و خرید

   استفاده از مطالب وب‌سایت فقط با ذکر منبع مجاز است.
   
[ آمار بازدید روز گذشته: 61389 ]