
کتاب سرزمین گوجههای سبز، با توجه به بینش سیاسی هرتا مولر و قلم شاعرانهاش، خواندنی است. کاملاً سلیقهای دلم میخواهد دوستان این جملات هرتا مولر را بخوانند
«ما همه برگ داریم. وقتی برگها پژمرده میشوند، دیگر آدم بزرگ نمیشود، چون ایام کودکی سپری شده است. وقتی پیر و چروکیده میشویم، برگها رشد واژگونه میکنند چون عشق رخت بربسته است»
کتاب سرزمین گوجههای سبز، در زمینهی ادبیات سیاسی نوشته شده و از جمله جوایز آن جایزهی ادبی ایمپک دوبلین و کلایست (بزرگترین جایزه ادبی آلمان) است. هرتا مولر اکنون در آلمان زندگی میکند.
کتاب سرزمین گوجههای سبز، نمادی از خفقان است. در پشت جلد کتاب دو چشم سیاه ترسیده میبینی، نگاهی وحشت زده پشت میلههاست. لبهایی خاموش و بسته… این جاست سرزمین گوجههای سبز. در ورق ورق کتاب، دستهایی را میخوانی که بیاختیار باید دست بزنند و چشمهایی که گریستن را حتا اجازه میخواهند و شعرها و دفترها و کلیدهایی در سراسر کتاب است که همواره دزدیده میشود.
«بغض گلوی همه را گرفته بود، اما چون اجازه نداشتند گریه کنند. به جای آن همگی دست مفصلی زدند. هیچکس جرات نکرد به عنوان اولین نفر دست نزن»
کتاب از زندگی دختری به نام لولا شروع میشود، دختری است از جنوب رومانی که برای تحصیل زبان روسی به دانشگاه میرود. اوایل کتاب شرح وقایع نداری را لابهلای جملات شاعرانه در دفتر خاطرات لولا در مییابی .کتاب سرزمین گوجههای سبز، بیش از آن که روایت داستانی داشته باشد در قلم شاعرانهاش خفگی و اختناق را تصویر میکند.
کتاب سرگذشت گروهی دانشجو را نشان میدهد که در زمان رژیم نیکلای چائوشسکو در رومانی، ولایت و روستای خود را ترک کرده و به شهر میآیند و تمامی آرزوهاشان در شهری مصیبتبار بر باد میرود. راوی دختری است با سه دوست دیگر خود که در سراسر عمرشان ترسی در کمین نشسته وزندگی برایشان جیرهی وحشت تقسیم میکند. خفقانی ویرانگر که راوی و دوستانش را وامیدارد همیشه دغدغهی مخفی کردن نوشتههاشان یا کتابخانهشان را داشته باشد و کابوس پیدا کردن اشعارشان همیشه همراه آنهاست. جالب این جاست که سروانی که وظیفه ی بازجویی راوی و دوستانش را به عهده دارد به نام سروان پجله، هم نام خود سگی به نام پجله دارد و نویسنده این استعاره را مکرر در کتاب به کار میبرد!
هرتا مولر با بینشی ژرف و سیاسی و قلمی شاعرانه، زشتیها و فساد و فقر را تشریح میکند و نسلی سوخته را تصویر می کند که زندگی خصوصیشان حتا زیر ذرهبین است و تمامی میلهها و حصارهای محیط را با واژگانی خارقالعاده افشا میکند.
منبع: وبلاگ اسحاقی

مریم اسحاقی

