چشم گربه

نویسنده : مارگارت اتوود
مترجم : سهیل سمی
تعداد صفحه : 528 صفحه
قیمت : 12900 تومان
انتشارات : مروارید
مارگارت اتوود در 1939 در اتاوای کانادا به دنیا آمد. دوران کودکی را در جنگلهای شمال کبک در کنار پدر گیاهشناسش گذراند. این شیوه از زندگی در دوران کودکی، بعدها در آثار اتوود و در توصیف دنیای جانوران و طبیعت نمود یافت. در كتاب چشم گربه، كه به نظر میرسد بهنوعی زندگی خودنوشت اوست، تجارب و زندگی دوران كودكی او نمود چشمگیری دارد.
اتوود تاكنون بیش از 30 كتاب شامل رمان، داستان كوتاه، شعر، نقد ادبی، تاریخ و كتابهای كودكان نوشته است. در آثار او عموما زنان، روابط و مسائل آنها محور اصلیست.
چشم گربه نهمین رمان مارگارت اتوود است که در سال 1988 منتشر شد. او در این كتاب دربارهی زنی مینویسد که در میانسالی، و در سفری درونی، در جستوجوی خویش است. ماجراهای داستان چشم گربه همزمان با جنگ جهانی دوم در کانادا اتفاق میافتد و ردپای بسیاری از مسائل فرهنگی و اجتماعی این کشور را میتوان در این رمان پیگیری كرد؛ مسائلی مانند تشکلهای اجتماعی، شكلگیری فعالیتها و انجمنهای زنانه، جنبشهای هنر مدرن، مشكلاتی كه زنان برای یافتن جایگاه خود در جامعه با آن مواجهاند و مقاومتهای مردان در برابر هویتیابی زنان.
قهرمان داستان دختربچهای ضعیف و وابسته است كه در طی زمان و با اتكا بر تلاش و مبارزهی خویش به زنی مستقل و قدرتمند تبدیل میشود؛ زنی كه با وجود موفقیت و شهرت، هنوز زخمی گذشته است و هنوز در پی خویش و یافتن اعتماد به نفس میگردد.
شیوهی روایت چشم گربه خطی نیست. هر فصل از كتاب زمانی مستقل دارد. یك فصل دربارهی كودكی راوی است و فصل بعد دربارهی میانسالی او و فصل بعد دربارهی جوانیاش. این به هم ریختگی زمان ابداً تصنعی و آزارنده نیست و خواننده بهخوبی درمییابد كه چنین شیوهای بهترین روش برای روایت زندگی قهرمان زن داستان است.
در فصلهای مربوط به كودكی زن، شرحی كامل از وضعیت زنان و مردان آن دوران و نیز از تعالیم متفاوت و تبعیضآمیز دختران و پسران آگاه میشویم. نویسنده با لحنی گزارشگرانه در اینباره مینویسد و از افتادن به دام احساساتگرایی میپرهیزد.
چشم گربه كتابیست زنانه؛ نه برای آنكه دربارهی زندگی یك زن است، بلكه به علت دقت در جزئیات و شكیبایی در بیان. مطالب بدون شتاب و با آهستگی نقل میشوند بی آنكه كسالتبار و كشدار باشند. لحن نویسنده آرام و بی قضاوت است. ملایمت و شیرینی جملات، كه بهخوبی در لحن ترجمه حفظ شدهاند، لحنی كاملا زنانه به این اثر میبخشد. شیوهی بیان نویسنده، بهویژه در صفحات پایانی كتاب، نحوهی لباس پوشیدنش، نگاهش به اطراف، احساسش دربارهی نیمهی گمشدهی خود، كردلیا، و بسیاری مطالب ریز دیگر خواننده را متقاعد خواهد كرد كه با كتابی زنانه روبهروست؛ كتابی كه تصنع و تقلب و اغراق در آن راه ندارد.
چشم گربه كتابیست كه با وجود قطور بودن، خواننده تا انتها احساس خستگی نخواهد كرد. كتابی كه هر كتابخوانی از آن لذت خواهد برد. به باور من، بخش عمدهای از لطف و روانی كتاب مرهون ترجمهی لطیف و نرم سهیل سمیست.

معصومه اکبری

