طنز هفتگی پیوندها نقد خوانندگان کافه‌وا؟ هنری روان‌شناسی کودک عمومی داستان شعر صفحه اصلی
دوشنبه 1 خرداد 1391

گنجينه‌ی کتاب

يادداشت‌های يک ديوانه

یادداشت‌های یک دیوانه

نویسنده : نیکلای گوگول
مترجم : خشایار دیهیمی
تعداد صفحه : 304 صفحه
قیمت : 4500 تومان
انتشارات : نشر نی

گوگول ساده می‌نویسد، آدم‌های قصه‌هایش غالباً آدم‌های معمولی هستند و داستان‌هایش درباره‌ی حوادثی ساده پرداخته شده‌اند؛ حوادثی که بیشتر مواقع سرگرم‌کننده و خنده‌دار هم هستند، اما در انتها این خنده به غمی حقیقی بدل می‌شود. خیالات کارمندی دون‌پایه که در داستان یادداشت‌های یک دیوانه سرانجام روزمرگی و خجول بودن و نادیده شدنش چیزی جز دیوانگی نخواهد بود یا شنلی نو برای کارمندی عامی و حقیر بدل به نقطه‌ی اوج زندگی و تراژدی بزرگش می‌شود.
درباره‌ی گوگول همین کافی است که تورگنیف، نویسنده‌ی بزرگ روس، گفته است: «همه‌ی ما از زیر شنل گوگول بیرون آمده‌ایم.» و این جمله میزان نفوذ و تأثیرگذاری گوگول را در ادبیات پس از خود نشان می‌دهد. گوگول نماینده‌ی بزرگ رئالیسم انتقادی روسیه است.
ی
ادداشت‌های یک دیوانه یکی از بهترین داستان‌های نیکلای گوگول است که یکی از بهترین مترجمان ما، خشایار دیهیمی، آن را به فارسی برگردانده است. البته این کتاب به جز داستان اولش، یادداشت‌های یک دیوانه، شامل شش قصه‌ی دیگر هم می‌شود که از مجموعه‌های دیگر گوگول انتخاب شده‌اند. کتاب با مقدمه‌ای درباره‌ی گوگول شروع می‌شود و در پی آن گفت‌وگویی با منتقد مشهور روس، ویساریون بلینسکی، درباره‌ی آثار گوگول می‌آید و سپس نامه‌ای از تورگنیف که به مناسبت مرگ گوگول نوشته شده است.
شخصاً گمان می‌کنم چهار داستان اول كتاب: یادداشت‌های یك دیوانه، بلوار نوسكی، دماغ و شنل بهترین داستان‌های گوگول هستند. داستان شنل بارها به تصویر درآمده و حتی در ایران هم بر مبنای آن چندین تئاتر و تله‌تئاتر ساخته شده است.
گوگول نمونه‌ی روشنفكری حقیقی است. او به‌خوبی از عوامل انحطاط جامعه آگاه است و درباره‌ی عواقب آن پیش‌آگاهی دارد. او با قلم تیز و نیرومندش فساد و تباهی روان آدمی را برملا می‌كند و در جای‌جای داستان‌هایش به عقاید كوته‌بینانه‌ی معاصرانش می‌تازد. كتاب یادداشت‌های یك دیوانه لبریز از جملاتی پخته و روشنگرانه است كه حتی امروزه پس از گذشت 150 سال از مرگ گوگول، درخور تأمل‌اند. جملاتی از این دست:
«بلاهت در زنان زیبا موهبتی به شمار می‌رود. شوهران بسیاری را می‌شناسم كه از بلاهت زنانشان به وجد می‌آیند و آن را نشانه‌ای از معصومیت كودكانه‌ی آنها می‌دانند. زیبایی چه معجزه‌ها كه نمی‌كند! نقص عقلی زنی زیبا به‌جای آنكه توجه‌ها را از او برگرداند، جذاب‌ترش می‌كند... اما اگر یك زن كمی از زیبایی بی‌بهره باشد، باید بیست برابر یك مرد باهوش باشد تا حداقل اگرنه عشق، كمی احترام به خودش جلب كند...»
وقتی تجدیدچاپ شده‌ی این كتاب را، كه به همت نشر نی فراهم آمده، دیدم دریغم آمد كه از پیشرفت صنعت نشر در ایران، به‌ویژه در پانزده سال اخیر، یاد نكنم. دوستانی كه چاپ اول یادداشت‌های یك دیوانه را دیده‌اند اذعان خواهند كرد كه این چاپ اخیر بسیار زیباتر، كم‌حجم‌تر و حرفه‌ای‌‌تر از چاپ‌های قبل است. اصولاً این روزها كتاب‌های خوب غالباً با كاغذ مرغوب، حروف چشم‌نواز و ویرایش خوب منتشر می‌شوند. من نمی‌دانم این پیشرفت را مدیون چه گروهی هستیم و از چه كسانی باید تشكر كنم، اما به هرحال تلاششان درخور یادآوری است.


==964-312-597-1==

 

قصه‌هایِ ناگهان

عزاداران بَیَل
عزادان بیل
نویسنده : غلام‌حسین ساعدی
قیمت : 3500 تومان
شمارگان : 5000 نسخه
انتشارات : نگاه


عزاداران بَیَل‌ یکی از ماندگاران ادبیات داستانی ایران است و البته فیلمِ ‌گاو‌ به‌کارگردانیِ ‌داریوش مهرجویی‌ که از جمله شاهکارهای سینمای ایران به شمار می‌رود در شهرت دو چندان این کتاب نیز کم‌تأثیر نبوده است. ‌گاو‌ با اقتباس از قصه‌ی چهارمِ این کتاب ساخته شده است و تفاوتِ چندانی بین قصه‌ی اصلی و فیلم‌نامه وجود ندارد الا این‌که فیلم ‌گاو‌ به‌مراتب جاودانه‌تر و عظیم‌تر به نظر می‌رسد. اما در کلیت، ‌عزاداران بَیَل‌ که متشکل از 8 قصه‌ی پیوسته است، نمونه‌ای بسیار مناسب برای ادبیات بومی ایران به شمار می‌رود. نقطه‌ی اشتراکِ تمام این قصه‌ها روستایی‌ست به نام ‌بَیَل‌. بعضی شخصیت‌های داستان‌ها در قصه‌های مختلف تکرار می‌شوند و بعضی تنها در یکی حضور دارند. اما طرحِ داستان‌ها به‌گونه‌ای‌ خودبسنده، بعد از هر قصه تمام می‌شود و پایان می‌یابد؛ دقیقا ایده‌ای که داستان‌هایِ ‌به‌هم‌پیوسته می‌بینیم.
نکته‌ی قابل توجه در قصه‌های ‌عزداران بیل‌، بی‌زمانی‌ست و این مؤلفه روی‌کردی استعاری به متن بخشیده است چنان‌چه می‌توان ‌بَیَل‌ را هر کجا دانست و شخصیت‌هایش را به هر‌کسی منتسب کرد. زمانی‌که زمانِ داستان، عینیت نداشته باشد، فضا گسترده می‌شود و قابلیت تطبیق آن با هر زمانی امکان‌پذیر است. این بی‌زمانی یک ثمره‌ی دیگر نیز دارد و آن فراهم آوردن زمینه‌ برای پیدایش و حیاتِ موجوداتِ غریب است. وقتی زمان و مکان عینیت پیدا کنند، دیگر نمی‌توان از غرایب سخن گفت چراکه مخاطب فورا زمان و مکانِ داستان را با زمان و مکان تاریخ مطابقت می‌دهد و دست به واقعیت‌یابی می‌زند و امکانِ وجود عجایب را رد می‌کند، اما بی‌زمانی و بی‌مکانی، زمینه را برای استفاده از موجودات و اتفاقاتِ شگفت فراهم می‌کند. در این نوع جهانِ داستانی، یک مولفه است که بیش‌ترین اهمیت را دارد و آن سخن گفتن از ‌ناگهان‌هاست. قصه‌ها دائما سراغِ روی‌دادهای شگفت می‌روند و به تصویر موجودات شگفت می‌رسند: مثل قصه‌ی اول (داستانِ بازگشت مادر از دنیای اموات است) یا قصه‌ی هشتم (داستان سیری‌ناپذیری و تناسخ پسرکِ موسرخ به شکل حیوان) است. به این ترتیب ‌روی‌دادها‌ی ناگهانی با ‌موجوداتِ‌ ناگهانی در یک مسیر قرار می‌گیرند تا هر دو دست به ایجاد دنیایی شگفت بزنند. به تعبیر دیگر، ‌موجوداتِ‌ ناگهانی، شکلِ جسمیت‌یافته‌ی ‌روی‌داد‌های ناگهانی هستند؛ چیزی که ‌میخائیل باختین‌ (متفکر بزرگ روس) آن‌را «ناگهان‌های منجمد» می‌نامد. این ‌ناگهان‌های منجمد در قصه‌های ‌عزاداران بَیَل‌ بسط می‌یابد و چنان می‌شود که حتی تاریخِ واقعی را دست‌خوش آسیب قرار می‌دهد. تنها یک جای کتاب است که ‌ساعدی‌ قدم به تاریخ می‌گذارد و آن هم قصه‌ی ششم و ورودِ آمریکایی‌ها به ‌بَیَل‌ است. اما ‌ناگهان‌های منجمد و روستایِ دچارِ جمود چنان واقعیتِ تاریخی را پس می‌زنند که دیگر در هیچ‌یک از قصه‌ها سخنی از تاریخ به میان نمی‌آید. ‌بَیَل‌ چنان از جهانِ واقعیت، خارج است که تصور وجودِ آن در ایران غیرممکن است و به جهت همین بی‌مکانی و بی‌زمانی استعاره‌ای‌ست از همه‌ی آن‌چه به نام ایران می‌شناسیم.

 

 ==978-964-351-418-1==

 

 

ديدار در حلب

دیدار در حلب
نویسنده : جعفر مدرس‌صادقی
تعداد صفحه : 127 صفحه
قیمت : 2000 تومان
انتشارات : مرکز

جیم جارموش کارگردان مستقل آمریکایی که به‌ساختن فیلم های کُند و منطبق بر زندگی روزمره مشهور است. چند سال پیش فیلمی‌ساخت به‌نام محدوده‌ی کنترل، داستان مردی که مامور است کسی را بکشد اما ما بینندگان، نه از چرایی جریان مطلع می‌شویم و نه چگونگی‌اش دردی از ما دوا می‌کند. فیلمی‌که از فرط هجوگرایی به‌شدت جدی است و از فرط جدی گرفتن جزئیات به‌هجو شبیه است.برخی آثار هنرمندان بزرگ چنین ویژگی‌های متناقضی دارند و برای فهم و درک که هیچ، برای نزدیک شدن به‌دنیای‌شان هم باید آشنایی کاملی با دنیای آثارِ خالق داشت.از آن سو نیز در کار هر نویسنده‌ی صاحب سبکی لحظه‌ای فرا می‌رسد که او باید فارق از تمام نگاه‌های خیره‌ای که به‌سویش هست سبک خود را اعتلا ببخشد. اثری جاودانه خلق کند و از این که نوشته‌اش فهم نشود هراسی به‌دل راه ندهد. دیدار در حلب نمونه‌ی کامل چنین لحظه‌ای است. شاهکاری قدر ندیده که چکیده‌ای از سبک نویسنده را در خود دارد و در عین حال چنان رادیکال از این سبک پیروی می‌کند که ممکن است حتی خواننده‌ی پیگیر را نیز اذیت کند: یک مامور که زیاد هم مهم نیست مامور کجاست به‌سوریه رفته که در مسئله‌ای که باز هم مهم نیست چقدر اهمیت دارد دخالت کند. همه چیز شبیه به‌یک داستان همینگویی پیش می‌رود تا اینکه پای شهاب الدین سهرودی به‌ماجرا باز می‌شود و کار حل ماجرا چنان بالا می‌گیرد که مثل همیشه در جایی از داستان‌های مدرس صادقی، داستان از بعد رئالیستی خارج می‌شود اما این خروج از واقعیت روزمره چنان جدی گرفته نمی‌شود و داستان در جایی که چندان به‌نظر نمی‌رسد ماجراها به‌سرانجامی ‌رسیده باشد به‌پایان می‌رسد.درست مثل محدوده‌ی کنترل، در مواجهه با دیدار در حلب نیز برای لذت بردن از کتاب می‌بایست به‌دنیای خالق اثر احاطه داشت در غیر‌این‌صورت داستان در نظر خواننده گنگ جلو می‌کند و نه از طنز ماجرا سر در می‌آورد و نه از جدی‌اش.بهترین بخش دیدار در حلب همین‌جاست که با داستانی تمام عیار طرفیم که با استادی طرح و پرداخت می‌شود اما تا خودتان داستان را نخوانید، نمی‌تواند از جزئیاتش سر در بیاورید و وقتی هم که خواندید، نمی‌توانید برای کس دیگری تعریفش کنید. درست مثل اتفاقی که در آن ماموریت رخ می‌دهد، همه چیز برای خواننده شکلی خصوصی و رازآلود به‌خود می‌گیرد؛ چیزی فهم شده که اگر بخواهیم هم نمی‌توانیم منتقل‌اش کنیم و تبدیل به‌خاطره‌ای به‌وقوع پیوسته اما بی‌منطق شده است. صادقی مثل همیشه داستان‌اش را بی‌لکنت تعریف می‌کند و گزارشی بی‌کم‌وکاست از وقایع جاری می‌دهد که با زبان بازی‌هایی که در آن‌ها استاد است همراه شده‌اند؛ استفاده از کلماتی که به‌راحتی می‌توانند جایگزینی برای آن‌ها استفاده کرد اما تعمداً به‌کار رفته‌اند تا دایره‌ی معنایی کلمات کتاب را غنی کنند( مثل باس به‌جای اتوبوس). صادقی در مصاحبه‌ای به‌کنایه یا جدی گفته در جوانی علاقه‌ی عجیبی به‌داستان‌های جیمز باندی داشته و اضافه کرده که داستان‌هایی هم در این حال‌وهوا نوشته ولی منتشر نکرده است. کسی چه می‌داند شاید دیدار در حلب، داستان جیمز باندی به‌سبک جعفر مدرس صادقی باشد.

==978-964-305-803-6==

 
کتاب‌نما 3 صفحه
برای نمایش صفحه (عکس) در اندازه واقعی روی عکس کلیک کنید.
 

دلتنگی‌های نقاش خيابان چهل و هشتم

دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل‌و‌هشتم
دلتنگی های نقاش
نويسنده : جی. دی. سلينجر
مترجم : احمد گلشيری
تعداد صفحه : 263 صفحه
قيمت : 5200 تومان
انتشارات : ققنوس

تعبیر زیبایِ تنهایی در آزادی‌ که در مقدمه‌ی مترجم آمده بیش از هر چیز ذهن را به‌خود مشغول می‌کند. این چه آزادی‌ست که با خود تنهایی می‌آورد؟ شاید بهتر باشد این‌طور بگوییم که این مرحله‌ی بی‌قیدیِ پس از فهم است. رهایی. یله‌گی. این‌که کسی به ذات معنایی چیزی دست یافته و دیگر نیازی به ادامه‌دادن برای درک و فهم ندارد پس دچار سکونی لذت‌بخش می‌شود مثل ایستادن در دل رودخانه‌ای پُر آب و لذت بردن از جریان آب. تنهایی در چنین حالتی بی‌برو برگرد عارض می‌گردد چرا که تا تنها نباشی اصلا بدان حال نخواهی رسید و اگر رسیده باشی نمی‌توانی حفظ‌اش کنی. حالا این حس از کجا می‌آید؟ یا از زندگی و درک و فهم بالا در اثر سختی و رنجِ جان کاه زیستن و یا فهم معصومیت جهان به دلیل سن کم! دنیا با همه پیچیدگی‌اش چیز ساده‌ای‌ست و در نهایت سادگی و دم دست بودن غم‌آلود و دل‌تنگی‌آور. سلینجر با حجم کم نوشته‌هایش به همین دلیل بدین میزان محبوبیت یافت. او داستان‌هایی درباره‌ی چنین آدم‌هایی می‌نوشت. به‌همین راحتی. دیگر خبری از رمانس و ماجراهای هزار صفحه‌ای نبود. آدمی تنها در دل زندگی مدرن شهری که غمی درک‌شدنی، اما پیچیده را با خود حمل می‌کند و تا چون او، دغدغه‌هایش را نپیموده باشی، راهی به فهم تمام و کمالش نداری و این‌ها در چنبره‌ی زبانِ روان و ساده اما پُر مغز سالینجر پیچیده می‌شود و یک پاراگراف ساده برای خودش می‌شود یک رمان.  
خوب حرف اصلی را زدم. برویم سراغ فرعیات: دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل‌و‌هشتم، نُه داستان دارد که جناب سالینجر با وسواس معروفش از میان سایر داستان‌هایش جدا کرده و به شکل تحفه‌ای به جهان ادبیات پیش‌کش نموده. جالب است که داستان‌هایی با این لحن ساده و روایت‌هایی با پیرنگ‌هایی ساده‌تر به‌عنوان یکی از ده کتاب کلاسیک مدرن جهان بر شمرده می‌شود و از آن جالب‌تر که به هر میزان هم که پشت سر هم تکرار کنیم که سالیجر به تقابل بچه‌ها و والدین یا مردان تنهای پس از جنگ همچنین زنان خانه‌دار می‌پردازد، تا کسی خود داستان‌ها را نخواند دستش نمی‌آید که از چه حرف می‌زنیم. به این می‌ماند که بخواهی از زیبایی‌هایی معماری میدان نقش جهان و جزئیات و دلایل زیبایی‌اش حرف بزنی برای کسی که هنوز چیزی از آن میدان ندیده باشد: «دختری که به رئیس لبخند می‌زند؛ پرسید: «دیر کردم؟» مثل این‌که خواسته باشد بپرسد: «من زشتم؟».

==978-964-311-156-4==


 

اتاق روشن (انديشه‌‌هايی درباره‌ی عکاسی)

اتاق روشن (اندیشه‌‌هایی درباره‌ی عکاسی)
اتاق روشن
نویسنده : رولان بارت
مترجم : نیلوفر معترف
تعداد صفحه : 144 صفحه
قیمت : 3200 تومان
انتشارات : چشمه

«این تقدیر (این‌که بی‌بودنِ کسی یا چیزی، عکسی هم در کار نیست) عکاسی را به‌نظم ناپذیریِ عظیمِ ابژه‌ها گرفتار می‌کند: «‌میان تمامی ‌ابژه‌های این جهان: چرا همین ابژه، همین لحظه، و نه چیزی دیگر [را عکاسی می‌کنیم]‌؟» نخستین مسئله در خوانش کتابِ اتاق روشن، نثرِ اندکی عجیب رولان بارت است. حتما می‌دانید که جماعت اهلِ دانش و فضل و کمالات نوع اندیشیدن‌شان، اندیشه‌ورزی‌شان و نگارش اندیشه‌شان با ما آدم‌های معمولی فرق دارد و جملات در ذهن و زبان ایشان شکل معقولی که ما از جملاتی همه‌فهم سراغ داریم را از دست می‌دهند و جای ارکان‌شان عوض می‌شود. معانی البته عمیقه‌اند اما نوع بیان عتیقه! از این بُعد کتاب که بگذرید اتاق روشن کتاب خیلی خوبی‌ست. مملو از اندیشه‌هایی ناب که عکاسی را به‌دقت یک فیلسوف مورد مداقه قرار می‌دهد. دغدغه‌ی اصلی جست‌و‌جویی متفکرانه و هم‌زمان احساسی برای رسیدن به‌تاریخ نگاه است. این‌که ما از چه زمانی شروع به‌دیدن و دقیقا چه‌طور تصمیم به‌ثبت این دیده گرفتیم. چه چیز دیده‌ی ما را محصور در منظره‌ای می‌کند تا از منظره‌ی دیگر غافل شویم. درست‌تر گویا، از سلیقه‌ی بصری حرف می‌زنیم. از فهم دیدن. چرایی نگریستن. این‌که وقتی می‌دانیم در حال ژست گرفتن هستیم تا چیزی را با ژست‌مان منتقل کنیم چرا از دیدن این ژست در عکس‌مان متعجب می‌شویم یا چرا از تقلبی بودن احساسی که به‌آن تمارض می‌کنیم حال بدی به‌ما و یا حتی عکاس دست نمی‌دهد.
بارت کار عکاسی را گونه‌ای آشکار‌سازی می‌داند که با پنج غافل‌گیری همراه است: غافل‌گیری اول، غرابت، به‌معنای یافتن مصداقی برای عکس. دوم، توقف زمانی ویژه که اتفاقی در حال وقوع است به‌سان یک نقاش. سوم، مهارت عکاس در ثبت عکس. چهارم، رفتار تکنیکی با عکس و بالاخره غافل‌گیری پنجم: کشفِ به‌موقع. تمام این غافل‌گیری‌ها به‌ما کمک می‌کنند تا با این واقعیت مواجه نشویم که هر عکس تنها وقتی غافل‌گیر کننده است که ما از دلیل گرفته شدن‌اش بی اطلاع باشیم.با پیش‌رفت کتاب نیز و همین طور که ما با نگاه ژرف‌اندیش بارت (که اندکی هم پز‌اش را به‌ما می‌دهد) و زبان مغلق او آشنا و همراه می‌شویم، بارت نیز تیزهوشانه با نگاه به‌هنر عکاسی و آن‌چه صرفا از یک عکس دستگیر بیننده می‌شود، شروع به‌توضیح بعضی از مفاهیم غامض روان‌شناسانه یا جامعه‌شناسانه می‌کند. مثل اشاره به‌کلام کالوینو درباره‌ی آن‌چه از فرآیند و ثمره‌ی تاریخ و اجتماع بر چهره می‌ماند: «چون همه‌ی عکس‌ها چیزی مشروط بر و موکول به‌چیزی‌اند (و پس بیرونِ گستره‌ی معنایی)، عکاسی ( در کل) نمی‌تواند دلالت‌گر باشد، مگر با بر گرفتن پیرایه‌ی یک نقاب.» و رسیدن به‌این معنا که «جامعه به‌معنای ناب مشکوک است». قبول دارم اندکی پیچیده است ولی حالا، پس از فهم این معنا، دیگر نمی توانید به سادگی از کنار عکس‌هایی که هر روز بر صفحه‌ی اول روزنامه‌ها نقش می‌بندد، بگذرید.    
اتاق روشنایی هم‌چنین در جای‌جای خود به‌عکس‌های مزین شده که بارت با عشق از آن‌ها سخن می‌گوید و  به‌تحلیل محتوای آنها می‌پردازد. کتاب را هم نخواندید، نخواندید! ولی عکس‌ها را حتما و با دقت بسیار ببیند و لذت ببرید . به‌خصوص  عکسِ صفحه‌ی 89 و آن زیر نویسِ جاودویی‌اش.

==978-964-362-007-3==


 


صفحه 1 از 8
 
ورود کاربران
 
 
سبد خرید [به‌روزرسانی]
آخرین اخبار
 
 
پربازدیدترین مطالب
 
 
 
 
 
 
 
 
درباره‌ی ما | قوانین و سیاست‌ها | هم‌کاران | ارتباط با ما | راهنمای عضویت و خرید

   استفاده از مطالب وب‌سایت فقط با ذکر منبع مجاز است.
   
[ آمار بازدید روز گذشته: 33124 ]