
«این تقدیر (اینکه بیبودنِ کسی یا چیزی، عکسی هم در کار نیست) عکاسی را بهنظم ناپذیریِ عظیمِ ابژهها گرفتار میکند: «میان تمامی ابژههای این جهان: چرا همین ابژه، همین لحظه، و نه چیزی دیگر [را عکاسی میکنیم]؟» نخستین مسئله در خوانش کتابِ اتاق روشن، نثرِ اندکی عجیب رولان بارت است. حتما میدانید که جماعت اهلِ دانش و فضل و کمالات نوع اندیشیدنشان، اندیشهورزیشان و نگارش اندیشهشان با ما آدمهای معمولی فرق دارد و جملات در ذهن و زبان ایشان شکل معقولی که ما از جملاتی همهفهم سراغ داریم را از دست میدهند و جای ارکانشان عوض میشود. معانی البته عمیقهاند اما نوع بیان عتیقه! از این بُعد کتاب که بگذرید اتاق روشن کتاب خیلی خوبیست. مملو از اندیشههایی ناب که عکاسی را بهدقت یک فیلسوف مورد مداقه قرار میدهد. دغدغهی اصلی جستوجویی متفکرانه و همزمان احساسی برای رسیدن بهتاریخ نگاه است. اینکه ما از چه زمانی شروع بهدیدن و دقیقا چهطور تصمیم بهثبت این دیده گرفتیم. چه چیز دیدهی ما را محصور در منظرهای میکند تا از منظرهی دیگر غافل شویم. درستتر گویا، از سلیقهی بصری حرف میزنیم. از فهم دیدن. چرایی نگریستن. اینکه وقتی میدانیم در حال ژست گرفتن هستیم تا چیزی را با ژستمان منتقل کنیم چرا از دیدن این ژست در عکسمان متعجب میشویم یا چرا از تقلبی بودن احساسی که بهآن تمارض میکنیم حال بدی بهما و یا حتی عکاس دست نمیدهد.
بارت کار عکاسی را گونهای آشکارسازی میداند که با پنج غافلگیری همراه است: غافلگیری اول، غرابت، بهمعنای یافتن مصداقی برای عکس. دوم، توقف زمانی ویژه که اتفاقی در حال وقوع است بهسان یک نقاش. سوم، مهارت عکاس در ثبت عکس. چهارم، رفتار تکنیکی با عکس و بالاخره غافلگیری پنجم: کشفِ بهموقع. تمام این غافلگیریها بهما کمک میکنند تا با این واقعیت مواجه نشویم که هر عکس تنها وقتی غافلگیر کننده است که ما از دلیل گرفته شدناش بی اطلاع باشیم.با پیشرفت کتاب نیز و همین طور که ما با نگاه ژرفاندیش بارت (که اندکی هم پزاش را بهما میدهد) و زبان مغلق او آشنا و همراه میشویم، بارت نیز تیزهوشانه با نگاه بههنر عکاسی و آنچه صرفا از یک عکس دستگیر بیننده میشود، شروع بهتوضیح بعضی از مفاهیم غامض روانشناسانه یا جامعهشناسانه میکند. مثل اشاره بهکلام کالوینو دربارهی آنچه از فرآیند و ثمرهی تاریخ و اجتماع بر چهره میماند: «چون همهی عکسها چیزی مشروط بر و موکول بهچیزیاند (و پس بیرونِ گسترهی معنایی)، عکاسی ( در کل) نمیتواند دلالتگر باشد، مگر با بر گرفتن پیرایهی یک نقاب.» و رسیدن بهاین معنا که «جامعه بهمعنای ناب مشکوک است». قبول دارم اندکی پیچیده است ولی حالا، پس از فهم این معنا، دیگر نمی توانید به سادگی از کنار عکسهایی که هر روز بر صفحهی اول روزنامهها نقش میبندد، بگذرید.
اتاق روشنایی همچنین در جایجای خود بهعکسهای مزین شده که بارت با عشق از آنها سخن میگوید و بهتحلیل محتوای آنها میپردازد. کتاب را هم نخواندید، نخواندید! ولی عکسها را حتما و با دقت بسیار ببیند و لذت ببرید . بهخصوص عکسِ صفحهی 89 و آن زیر نویسِ جاودوییاش.
==978-964-362-007-3==




