مرگِ قسطی

نویسنده : لویی فردینان سلین
مترجم : مهدی سحابی
انتشارات : مرکز

مرگِ قسطی پس از سفر به انتهای شب دومین رمان لویی فردینان سلین است. رمانی که در آن دوران کودکی تا نوجوانی شخصیتی به نام فردینان روایت میشود. هر چند که مرگِ قسطی با روایت سالخوردگی راوی آغاز میشود اما پس از یک تکهی غریب هذیانیِ راوی از دوران سالخوردگی به دوران کودکی سفر میکند. سلین در مرگِ قسطی مانند تمام رمانهای دیگرش از قواعد کلاسیک داستانگویی تخطی کرده است. منظورم البته بیشتر، رمانهاییست که سلین از مرگِ قسطی به بعد نوشت. چون اولین رمان سلین یعنی سفر به انتهای شب بیش از رمانهای بعدیاش به قواعد داستانگویی کلاسیک پایبند بود. اما در مرگِ قسطی شاهد نوعی جهش عصیانی در داستانگوییِ سلین هستیم. سلین در مرگِ قسطی بیش از هر چیز با پسزدن لایههای پوشانندهی یک فرهنگ رو به ادبار و با حرکت در اعماق این فرهنگ کهنه شدهای که میکوشد با بزک و آرایش کهنهگیاش را بپوشاند، حقایق بویناک این فرهنگ را از عمق به سطح آورده است. حقایقی که شاید تاریخ رسمی سرزمینی که سلین در آن میزیست چندان تمایلی به افشای آن نداشته است.
مرگِ قسطی سفریست به حواشی متروک و پرتافتاده و طردشدهی یک تاریخ. بنابراین این رمان سلین را میتوان عصیانی علیه تاریخ رسمی بهشمار آورد. عصیانی که از دل داستان کودکی تا نوجوانی شخصیتی از طبقهی پایین اجتماع سر برآورده است. درخشانترین قسمت این رمان بهگمان من بخش پایانی آن است. یعنی آنجا که فردینان پس از فراز و نشیبهای بسیار و کلکخوردن از آدمهای مختلف با شخصیتی به نام کورسیال آشنا میشود. شخصیتی پیچیده و پرتناقض که گاه بهشدت معمولیست و گاه غیرعادی و عجیب و غریب. سلین در این بخش، کورسیال را گاه بهعرش میبرد و بعد ناگهان او را به زمین میکوبد و با این ترفند ابعاد مختلف شخصیت او را آشکار میکند. کورسیال هرچند شخصیتیست که در تحول شخصیت راوی نقشی اساسی دارد اما راوی هرگز از او یک قهرمان مطلق نمیسازد. چرا که سلین کلا اهل قهرمانپروری نیست. در رمانهای او حتی حماسیترین و تراژیکترین شخصیتها و رویدادها به مضحکهای بیرحمانه بدل میشوند. مرگِ قسطی نه فقط یکی از بهترین رمانهای سلین که یکی از بهترین آثار ادبی جهان در عرصهی رمان است. هر چند نویسندهاش تا سالها بهدلیل موضعگیریاش در جنگ دوم جهانی منفور بوده است.

علی شروقی
