
در تاثیر و اهمیتِ توجه به زبان در هر متن ادبی تردیدی وجود ندارد و اینکه زبان، همواره یکی از مهمترین راههای ارتباط متن با مخاطب است. هرچند که بسیاری از منتقدین و نویسندگان مدرن معتقدند خودِ همین زبان است که مانع برقراری ارتباط کامل میان انسانها و بهطبع، میان متن و مخاطب میشود. با اینحال بودهاند و هستند نویسندگانی که با تمرکز بیشتری بر روی زبان و نه فقط فرم و محتوا بهخلق اثر پرداخته و میپردازند. و شاید بهتعبیر دیگر به اعادهی دیدگاهی که خود به زبان دارند و شهریار مندنیپور یکی از این نویسندگان است. کسیکه قصه و زبان قصه گفتن را خیلی خوب میشناسد و معتقد است زبان، جوهرهی داستان است.
شرق بنفشه یکی از آثار قابل توجه مندنیپور است، مجموعهای با 9 داستان و با مضمونِ عشق. و باید گفت که مندنیپور با شیوهای بسیار دلنشین و با زبانی غریب و سکرآور، عشق را در این مجموعه به شیوهای دیگر، بازیابی و احیا کرده است. از جمله داستانهای این مجموعه میتوان به داستان آیلار که به خاتون قصههای گفته و ناگفته: سیمین دانشور پیشکش شده است، اشاره کرد. و نیز داستانهایی نظیر ناربانو و سالومه و شرق بنفشه که اولین داستان مجموعه است و نام خود را نیز به اثر داده است. صرفِ نظر از نگاه دیگرگون داستان به مقولهی وصال و فراق، متن مشحون از بینامتنیتی جذاب است که نویسنده با تکیه بر زبان و زیباییشناختی به آن پرداخته است.
«حالا که دانستهای رازی پنهان شده در سایهی جملههایی که میخوانی، حالا که نقطهنقطهی این کلام را آشکار میکنی، شهد شراب مینو به کامت باشد...»
این اولین عبارتهایی است که داستان با آن آغاز میشود. در همین جملهی آغازین، مندنیپور از شهد شرابِ مینویی میگوید که با دانستن رازِ پنهان در سایهی واژهها به کامِ مخاطب میشود. پیش که میروی درمییابی که جان کلام، همان کلامیست که با کلمه شکل میگیرد و در پیشِ نظر، زنده میشود. کلمههایی که با نقطهای بر زیرِ آنها، زبانِ دو دلداده را برمیسازند. گویی مندنیپور خواسته و ناخواسته تقدس کلام را یادآور میشود در شکلی از آن، که خودساخته است و با فرمی که مخاطب را مجذوب میکند و چیزی که بهشکل گرفتن فضای داستان از چنین منظری کمک میکند، مهگونگی و شبحواریِ راویست که در عینحال که روایت میکند، چون دودی میان سطورِ قصه پیدا و ناپیدا میشود.
«كجا هست توی این دنیای بزرگ كه من بتوانم بدون ترس، سیری نگاهت بكنم و بروم. بروم، همینطور با خیال صورتت بروم و نفهمم به بیابان رسیدهام. و توی بیابان زیر سایهی كوچك یك ابر كوچك بنشینم...»
شرق بنفشه اولینبار سال 1377 توسط نشر مرکز منتشر شد و چاپ هشتم آن، زمستان سال گذشته به بازار کتاب وارد شده است.

فرشته نوبخت



