سال بلوا

نویسنده : عباس معروفی
تعداد صفحه : 342 صفحه
قیمت : 5200 تومان
انتشارات : ققنوس
سرهنگ نیلوفری ماموریت مییاید جهت سرکوب برخی یاغیگریها بهسنگسر برود. او بههمراه همسر و تنها فرزندش نوشآفرین (نوشا) راهی آن دیار میشود اما هیچگاه باز نمیگردند: سرهنگ در اثر بیماری میمیرد و نوشا و مادرش در سنگسر ماندگار میشوند. نوشای هفدهساله حالا باید خیلی زودتر از آنچه میاندیشید بزرگ شود و بار عشقاش را بهدوش بکشد...فضای هذیانی و مالیخولیازدهی رمان، زمان را در درون خود میمکد و از حال و آینده و گذشته چیزی باقی نمیگذارد. بهخوبی نمیتوان مشخص کرد با چه زمانهای و با چه جور مردمی طرفیم. اسمها البته معلوم است شهر سنگسر است ، قضیه حولوحوش سرکوب شورشی مردمی توسط نظامیها شکل میگیرد و عشقی، که با تمامِ عقلِ دکتری که حالا حسودی میکند، دزدیده شده است. اما معروفی منظر داستانش را ذهن و زبان نوشا قرار میدهد، که عاشق پسر کوزهگری بهنام حسینا میشود. سرگذشت نرسیدن این دو بههم گردابی غمانگیز است که تمام ماجراهایی این شهر را در خود میپیچد و از سال بلوا رمانی آمیخته با اسطوره و حکایتهای کهن میسازد. اما از وَر اسطورهپرداز و نیمچه سیاسی سال بلوا که بگذریم، سال بلوا عاشقانهی دوستداشتنی و پُرسوزوگدازیست که جملات لطیف و گاه بیرحمانهی معروفی در پارهای از اوقات تهدلتان را خواهند لرزاند: «وقتی خدا میخواست تو را بسازد، چه حال خوشی داشت، چه حوصلهای! این موها، این چشمها...خودت میفهمی؟ من همهی اينها را دوست دارم» یا «چه میدانستم هر چه زمان بیشتر میگذرد من عاشقتر میشوم؟ عاشق مردی که تا سرحد مرگ مرا دوست داشت اما شايد نمیخواست يا نمیتوانست مرا بهچنگ بیاورد»
نثر معروفی یادآور دوران اوج کاری مارکز است و سبک روایت داستان نیز بهاین شباهت دامن میزند. از این گذشته معروفی از نسلی از نویسندگان ایرانیست که آموختهاند تمام آنچه میخواهند را نباید و نمیتوانند بگویند. پس بهدنبال راههای تازهای برای انتقال احساسات و تفکراتشان گشتهاند. بههمین دلیل میتوان اینگونه نتیجه گرفت، آنچه مجموعهداستانهای پراکننده و در عین حال دارای انسجام دورنی سال بلوا را شکل میدهد، زیرلایههایی ملموس هستند و نه الزاماً آنچه بهشکل تکنیکهای رماننویسی مورد استفاده قرار میگیرند. همین امر فضایی شاعرانه و در عین حال خشن ایجاد میکند که هر یک مشغول خوردن بستر روایت دیگری میشوند. این بهظاهر ایراد اساسی سال بلوا در واقع ویژگی مهم و قابل بحث آن نیز محسوب میشود، چرا که فهم رمان را منوط بهدرک پیچیدهگیهای روایی و درونیات شخصیت نوشا میکند.
باری؛ از خواندن سمفونی مردگان محظوظ شدهاید؟ از آن همه خیالپردازی تسخیرکننده در پیکر فرهاد بهشوق آمدهاید؟ جسارت معروفی در فریدون سه پسر داشت شوکهتان کرده؟ تعارف که نداریم، سال بلوا نه بهشیوایی و جهان گیری سمفونی مردگان است و نه بهسیالی پیکر فرهاد، جسارت فریدون... که پیشکش، اما با همهی این اوصاف خیلی از دیگر رمانهای ایرانی بهتر است. حداقلاش این است که شخصیت اصلیاش دنیای یگانه و مسحور کننده دارد.

حسين جوانی

