طنز هفتگی پیوندها نقد خوانندگان کافه‌وا؟ هنری روان‌شناسی کودک عمومی داستان شعر صفحه اصلی
یک‌شنبه 16 بهمن 1390

درباره‌ی «فرانی و زویی» نوشته‌ی ‌جی. دی. سلینجر‌
ما داغ خورده‌ایم
محسن حکيم‌معانی
نویسنده

فرانی و زویی
فرانی و زویی
نویسنده : جی. دی. سلینجر
مترجم : میلاد ذکریا
انتشارات : مرکز

محسن حکیم‌معانیهفت تا برادر و خواهرند که تفاوت سنی بزرگ‌ترین‌شان تا کوچک‌ترینشان هجده سال است. همه‌‌ تجربه‌ی کودکی یک‌سانی داشته‌اند؛ در برنامه‌ای رادیویی به‌نام چه کودک دانایی هر‌کدام به تناوب چند سال حضور داشته‌اند و هوش سرشارشان را نشان‌داده‌اند. اما نبوغ و در پی آن بلوغ عقلی زودرس این بچه‌ها عوارضی هم در پی داشته است. سرنوشت بزرگ‌ترین‌شان که در سی‌و‌یک‌ سالگی خودکشی کرده اوج تضاد درونی و ذهنی این نوابغ را به تصویر می‌کشد.
صحبت از خانواده‌ی گِلـَس است. خانواده‌ای که تعدادی از داستان‌های جی. دی. سلینجر را به خود اختصاص داده است. راوی داستان‌های خانواده‌ی گلس، بادی فرزند دوم این خانواده است و در تمام روایت‌های او ردپای سیمور ـ همان برادر ارشد که خودکشی کرده – هویدا‌ست. سایه‌ی سیمور بر دیگر فرزندان خانواده‌ی گلس آن چنان سنگینی می‌کند که زویی‌‌– کوچک‌ترین فرزند خانواده – زندگی خود و سایر خواهرها و برادرهایش را تحت تاثیر سیمور، غیر‌قابل تحمل و هیولایی می‌خواند: «ما داغ خوردیم، و باقی عمرمون یه دقیقه آرامش نخواهیم داشت...»
سلینجر در کتاب ‌فرانی و زویی‌ مقطعی کوچک از زندگی ته‌تغاری‌های این خانواده را به نمایش می‌گذارد؛ فرانی کوچک‌ترین دختر و زویی کوچک‌ترین پسر خانواده‌ی گلس در این کتاب چنان به نمایش گذاشته شده‌اند که سرنوشت خانواده را در سکوت مغموم فرانی و پرگویی ناچار و دیوانه‌وار زویی می‌توان به‌خوبی دید. سرنوشتی غم‌ناک برای نوابغ کوچولو‌ که امروز در مقابله با دنیای واقعی کم آورده‌اند. از همین‌جاست که روی دیگر سکه‌ی نبوغ، خود را نشان‌ می‌دهد: «جنون! جنونی که نابه‌هنجاری‌های کوچک و بزرگی در پی دارد؛ از جامعه‌گریزی فرنی و رئالیسم کشنده و حراف زویی گرفته تا در انزوا نشستن بادی و خودکشی سیمور!»
اما جالب این‌جاست که در اثر سلینجر، جنبه‌ای از این جنون صبغه‌ی زبانی به خود می‌گیرد و در قالب دیالوگ‌های پردامنه و بلند شخصیت‌ها خودش را نشان می‌دهد. البته این‌بار بیش‌تر بر دوش زویی است. اوست که دیالوگ‌ها را آن‌قدر به درازا می‌کشاند که مخاطبش را خسته می‌کند. اما این فقط حرافی ساده نیست. زویی اوج استیصال است. او اگر حرف می‌زند و استدلال می‌کند و به ظاهر آدمی واقع‌گرا و واقع‌نماست، اما تناقض‌های گفتاری فاحش‌اش وامی‌داردمان باور کنیم که او نیز در پی این همه حرف زدن هیچ دستاویزی ندارد. در واقع او فقط حرف می‌زند تا حرف بزند و سکوت نکند. در حالی‌که حرف او عین سکوت است. دقیقا اگر حین خواندن فرانی و زویی احساس می‌کنید حرف‌های شخصیت‌ها ربطی به هم ندارند و جواب هم را نمی‌دهند، از همین‌روست. آدم‌ها هر‌کدام فقط حرف خودشان را می‌زنند و با یکدیگر وارد گفت‌و‌گو نمی‌شوند.



نظرها
نظرهای شما
متن نظر
در صورت تمايل نام و ايميل خود را وارد کنيد.
نام:
ایمیل:
عبارت نمايش داده‌شده را براي تامين امنيت وارد کنيد.
  

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 
ورود کاربران
 
 
سبد خرید [به‌روزرسانی]
آخرین اخبار
 
 
پربازدیدترین مطالب
 
 
 
 
 
 
 
 
درباره‌ی ما | قوانین و سیاست‌ها | هم‌کاران | ارتباط با ما | راهنمای عضویت و خرید

   استفاده از مطالب وب‌سایت فقط با ذکر منبع مجاز است.
   
[ آمار بازدید روز گذشته: 51019 ]