
عزاداران بَیَل یکی از ماندگاران
ادبیات داستانی ایران است و البته فیلمِ گاو بهکارگردانیِ
داریوش مهرجویی که از جمله شاهکارهای سینمای ایران به شمار میرود در
شهرت دو چندان این کتاب نیز کمتأثیر نبوده است. گاو با اقتباس از
قصهی چهارمِ این کتاب ساخته شده است و تفاوتِ چندانی بین قصهی اصلی و
فیلمنامه وجود ندارد الا اینکه فیلم گاو بهمراتب جاودانهتر و
عظیمتر به نظر میرسد. اما در کلیت، عزاداران بَیَل که متشکل از 8
قصهی پیوسته است، نمونهای بسیار مناسب برای ادبیات بومی ایران به شمار
میرود. نقطهی اشتراکِ تمام این قصهها روستاییست به نام بَیَل. بعضی
شخصیتهای داستانها در قصههای مختلف تکرار میشوند و بعضی تنها در یکی
حضور دارند. اما طرحِ داستانها بهگونهای خودبسنده، بعد از هر قصه تمام
میشود و پایان مییابد؛ دقیقا ایدهای که داستانهایِ بههمپیوسته
میبینیم.
نکتهی قابل توجه در قصههای عزداران بیل،
بیزمانیست و این مؤلفه رویکردی استعاری به متن بخشیده است چنانچه
میتوان بَیَل را هر کجا دانست و شخصیتهایش را به هرکسی منتسب کرد.
زمانیکه زمانِ داستان، عینیت نداشته باشد، فضا گسترده میشود و قابلیت
تطبیق آن با هر زمانی امکانپذیر است. این بیزمانی یک ثمرهی دیگر نیز
دارد و آن فراهم آوردن زمینه برای پیدایش و حیاتِ موجوداتِ غریب است. وقتی
زمان و مکان عینیت پیدا کنند، دیگر نمیتوان از غرایب سخن گفت چراکه مخاطب
فورا زمان و مکانِ داستان را با زمان و مکان تاریخ مطابقت میدهد و دست به
واقعیتیابی میزند و امکانِ وجود عجایب را رد میکند، اما بیزمانی و
بیمکانی، زمینه را برای استفاده از موجودات و اتفاقاتِ شگفت فراهم میکند.
در این نوع جهانِ داستانی، یک مولفه است که بیشترین اهمیت را دارد و آن
سخن گفتن از ناگهانهاست. قصهها دائما سراغِ رویدادهای شگفت میروند و
به تصویر موجودات شگفت میرسند: مثل قصهی اول (داستانِ بازگشت مادر از
دنیای اموات است) یا قصهی هشتم (داستان سیریناپذیری و تناسخ پسرکِ موسرخ
به شکل حیوان) است. به این ترتیب رویدادهای ناگهانی با موجوداتِ
ناگهانی در یک مسیر قرار میگیرند تا هر دو دست به ایجاد دنیایی شگفت
بزنند. به تعبیر دیگر، موجوداتِ ناگهانی، شکلِ جسمیتیافتهی
رویدادهای ناگهانی هستند؛ چیزی که میخائیل باختین (متفکر بزرگ روس)
آنرا «ناگهانهای منجمد» مینامد. این ناگهانهای منجمد در قصههای
عزاداران بَیَل بسط مییابد و چنان میشود که حتی تاریخِ واقعی را
دستخوش آسیب قرار میدهد. تنها یک جای کتاب است که ساعدی قدم به تاریخ
میگذارد و آن هم قصهی ششم و ورودِ آمریکاییها به بَیَل است. اما
ناگهانهای منجمد و روستایِ دچارِ جمود چنان واقعیتِ تاریخی را پس میزنند
که دیگر در هیچیک از قصهها سخنی از تاریخ به میان نمیآید. بَیَل چنان
از جهانِ واقعیت، خارج است که تصور وجودِ آن در ایران غیرممکن است و به
جهت همین بیمکانی و بیزمانی استعارهایست از همهی آنچه به نام ایران
میشناسیم.

ياسر نوروزی
خرید محصول

